دلیل تحولات جهانی در اقتصاد، جهانی شدن بازارها، تغییر نیازهای مشتریان و
افزایش رقابت، رویکردهای جدید برای همخوانی با پویایی های محیط توسعه یافت
در سال ۱۹۹۱، مایکل همر پروفسور دانشگاه MIT در علوم کامپیوتر مقاله ای را
در مجلهHarward Business Review منتشر نمود که برنیاز به تغییر بنیادین
سازمان ها تاکید داشت و برای اولین بار مهندسی مجدد را مطرح ساخت. بعد از
آن مفهوم مهندسی مجدد به سرعت توسعه یافته و به کار گرفته شده کتاب ها و
بخصوص مقالات زیادی در این رابطه منتشر شده و در کنفرانس های متعددی مطرح
گردید به طور تخمینی در سال ۹۴ بیش از ۷۰ درصد از ۱۰۰ شرکت برتر آمریکائی
با پروژه های مهندسی مجدد درگیر بوده و در اروپا اغلب شرکت ها درصدد انجام
مهندسی مجرد می باشند. مهندسی مجدد برطراحی مجدد فرایندهای کاری جهت دست
یابی به بهره وری و مزیت رقابتی تمرکز می نماید. تقاضا برای رویکرد جدید در
ساختار بندی مجدد شرکت در حال افزایش است فرآیندهای موجود ابتدا براساس
مجموعه برنامه های مدرن طراحی شود و آن گاه به موازات توسعه تکنولوژی
خودکار گردید. هرچند این اتوماسیون هیچ تغییری برافزایش کارایی نداشته وبه
مسائل برون سازمانی همانند تقاضاهای مشتریان توجه نداشت. همانطور که سازمان
رشد می نماید افراد بیش تری به مجموعه سازمان اضافه شده در حالی که هنوز
مطابق برنامه قبلی کار می نماید.
براساس تعریف مایکل همر مهندسی مجدد عبارت است از «باز اندیشی بنیادین و طراحی مجدد و ریشه ای فرایندها برای دستیابی به بهبودهای چشمگیر در معیارهای حساس عملکردی مانند هزینه، کیفیت، خدمت و سرعت » این تعریف یکی از بهترین شرح های مهندسی مجدد می باشد که به تعداد قابل ملاحظه ای در مجلات آورده شده است مایکل همر ۴ کلمه ی کلیدی را در تعریف خود آورده که عبارت انداز:
دو مساله مطرح می شود که دلایل وجود شرکت ها می باشند. ماچه کاری را
انجام می دهیم؟ و چرا آن را به این صورت انجام می دهیم؟ همانطور که همر
اشاره نمود افراد با این سوال به سمتی هدایت می شوند که روش های نامستعمل،
نامناسب و اشتباه را کنار بگذارند. مهندسی مجدد به معنی شروع
از ابتدا بدون هیچ گونه پیش فرضی می باشد و ابتدا تعیین می کند که سازمان
چه کاری را انجام دهد و ثانیا آن را چگونه انجام دهد.
طراحی مجدد فرآیندها به این معنی می باشد که به دنبال ریشه کارها
باشیم نه بهبود برنامه های موجود و کشمکش با مسئله بهینه سازی برطبق نظر
همر طراحی مجدد و ریشه ای، یعنی اینکه کلیه برنامه ها و ساختارهای موجود را کنار گذاشته و راه های کاملا جدیدی برای انجام کار ارائه نمائیم.
مهندسی مجدد راهی برای رسیدن به بهبودهای جزئی نمی باشد بلکه برای رسیدن به تحولی بزرگ می باشد.
فرایند گرایی یکی از مهم ترین ملاحظات BPR می باشد. همر بیان می نماید که اکثر شرکت ها به جای فرایندها برفعالیت ها افراد و ساختار تمرکز می نمایند.
مفهوم :
همانطور که اشاره شد استفاده از آخرین تکنولوژی در فرایندهای موجود راه
حل معتبری برای حل مشکل نیست، راه حل آن در تفکر و باز اندیشی مجدد فعالیت ها و برای ایجاد بنیانی برای فرایندها می باشد. طراحی مجدد فرایندها
بصورت کارا، فعالیت های غیر ضروری را حذف نموده و فعالیت های فرایند گرا
را جایگزین فعالیت های وظیفه گرای سازمان نموده و از فن آوری اطلاعات
استفاده می نمایند که با بکارگیری مهندسی مجدد سرعت، بهره وری، خدمت کیفیت و نوآوری بدست می آید. مهندسی مجدد شامل تجزیه و تحلیل ریشه ای سازمان و طراحی مجدد موارد زیر می باشد.
- ساختار سازمانی
- شرح وظایف
- ساختار پاداش دهی در سازمان
- جریان های کار
- فرایند کنترل و در بعضی موارد
- ارزیابی مجدد فرهنگ و فلسفه سازمانی
به طور کلی مهندسی مجدد شامل۴ عنصر استراتژی، فرایندها، تکنولوژی و کارکنان می باشد. استراتژی و فرایند ها زمینه ای برای بهره برداری از تکنولوژی ها و طراحی مجدد سیستم کاری کارکنان ایجاد می نماید.
ابعاد مهندسی مجدد
۹ بعد برای مهندسی مجدد تعریف شده است که ما آن ها را به ۳
لایه تقسیم کردیم. اولین آن که بسیار مشهود است و ارتباط و سروکار با آن
بسیار زیاد است، لایه فیزیکی / تکنیکی است در دل این لایه ابعاد ساختار
فرایندی و ساختار تکنولوژیکی و ساختار سازمانی وجود دارند. اینها اساس
عملیاتی سازمان را فراهم می کنند. لایه ی دوم: که لایه اساسی است شامل
ساختار پاداش، سیستم های ارزیابی و روش های مدیریتی است. اینها لایه های
عملیاتی، فیزیکی / تکنیکی را حمایت و پشتیبانی می کنند. لایه سوم: که کمتر
قابل مشاهده است و از نظر ایجاد تغییرات مشکل ترین حالت است، که دارای
ابعادی همچون فرهنگ سازمانی، توان سیاسی و عقیده و اعتقادات افراد است با
درک و فهمیدن هریک از این لایه ها و ابعاد آن ها می توان مهندسی مجدد را به صورت موفق فرموله کرد.
۱- ابعاد فیزیکی / تکنیکی
در این مرحله تلاش تیم های مهندسی مجدد به صورت غلط
متمرکز می شود. به دلیل اینکه ابعاد فیزیکی / تکنیکی به راحتی قابل مشاهده و
انجام هستند چرا که اگر تمام سعی روی این ابعاد متمرکز شود پروژه مهندسی مجدد
منجربه شکست خواهد شد. همچنین درون این لایه که ابعاد، ساختار فرایندی،
ساختار تکنولوژیکی و ساختار سازمانی مطرح است. اگر خارج از تنظیم باشند
باعث بروز مشکلات عملیاتی در سازمان خواهند شد. که در این لایه ساختار
فرایندی، تکنولوژیکی و ساختار سازمانی وجود دارند. الف) ساختار فرایندی ب)
ساختار تکنولوژیکی ج) ساختار سازمانی
۲- ابعاد سیاسی
شرح سیاست گذاری ها و مراحل اجرائی تاثیر زیادی برچگونگی انجام ابعاد
فیزیکی و تکنیکی دارد. که مبتنی بر برنامه های اصلی به صورت روزانه اجرا می
گردند. بنابراین اگر ابعاد فیزیکی / تکنیکی منجربه تغییر شد، ابعاد سیاسی
هم تغییر می کنند، بخاطر اینکه ابعاد اساسی با رفتارهای عملیاتی که بدان
سان تمایل شده اند تقویت می شوند.
۳- ابعاد ارزشی
ابعاد ارزشی اغلب از ابعاد نامرئی هستند که به صورت فرهنگ سازمانی و
رفتار محرک تعریف می شوند. اینها از مواردی هستند که باید در فلسفه های
بهبود و رهبری سازمان به کار روند (ظاهر گردند ) اگر این ابعاد طوری تنظیم
شوند که سبب حمایت رفتار تقویت شده عملیات مهندسی مجدد نشوند در آن صورت حتی بهترین طراحی مهندسی مجدد درمرحله ی ابتدائی اجرا ناتوان می ماند. که در این بعد مهندسی مجدد مسائل زیر مطرح می باشد. الف) فرهنگ سازمانی ب) توان سیاسی افراد ج) سیستم های اعتقادی افراد
+ نوشته شده در سی و یکم خرداد ۱۳۹۱ ساعت توسط سعید یزدانی
|