دانش TRIZ (Teoriya Resheniya Izobrototelskikh Zadatch) یک سازو کار عالمانه و دقیق برای ایجاد خلاقیت است. ابزارهای خلاقیت در این دانش با کشف تناقض و موشکافی در راهکارهای ارائه شده در اختیار پژوهندگان قرار می‌گیرد تا در حوزه های مختلف با نوآوری و خلاقیت موجبات حل هوشمندانه مسائل را فراهم سازند، به بیانی دیگر تـــریـــز شما را مجبور به فکر کردن و درست اندیشیدن می‌نماید .

خاستگاه اولیه TRIZ، دنیای صنعت و هدف آن حل مبدعانه مسایل فنی ‌بود، اما سالهاست که ابزارهای این دانش در اكثر فعالیت‌های انسانی وارد شده و مورد استفاده قرار می گیرد. به این دلیل عناوین متنوعی همچون؛ مهندسی خلاقیت و نوآوری، نوآوری نظام‌یافته، فناوری خلاقیت و نوآوری، الگوریتم اختراع، روش‌شناسی حل ابتكاری و ابداعانه مساله، روش‌شناسی خلاقیت، خلاقیت‌شناسی اختراع و خلاقیت‌شناسی فناوری؛ متناسب با کاربردها و مفاهیم حوزه های مختلف برای آن به کار رفته است.

 


مقدمه

نوآوری نظام یافته یا الگوریتم اختراع یا تئوری حل مسئله به روش ابداعی (THEORY OF INVENTIVE PROBLEM SOLVING = TIPS) و TRIZ سر واژه عبارتی به همین معنا در زبان روسی است. توسعه TRIZ از سال 1946 توسط گنریش آلتشولر (GENRISH ALTSHULLER) و همكارانش در شوروی سابق آغاز شد و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و امكان برقراری ارتباط دانشمندان با دنیای خارج ، تئوری آلتشولر مورد توجه دیگر دانشمندان قرار گرفت و توسعه داده شد. تفاوت این تئوری با تئوری های سنتی در نوع نگرش مبتكران در حل خلاقانه مشكلات است:
• ادیسون اعتقاد داشت چاره هر كار ، 99 درصد تلاش ، كوشش و عرق ریختن و تنها یك درصد الهام است . البته او با در اختیار داشتن ده ها دستیار ، در دنیای رقابتی امروز نیز زندگی نمی كرد ، بنا بر این می توانست دست به انجام هزاران آزمایش بزند .
• انیشتن نیز به 90 درصد تلاش و كوشش و تنها 10 درصد الهام معتقد بود .
• اما آلتشولر بر این باور بود كه می توان به گونه ای نظام یافته با الهام گیری از راه حل های خلاقانه قبلی دست به ابداع و اختراع زد و دیگر نیازی نیست كه برای دستیابی به نتیجه مطلوب ، هزاران سعی و خطا انجام داد . وی با بررسی 200.000 سند ثبت اختراع توانست روش های مشخصی برای دستیابی به هر نوع اختراع و ابتكار استخراج كند . وی معتقد بود كه روند خلاقیت را می توان فرا گرفت ، آن را آشكار كرد و در دسترسی آنهایی كه میخواهند مسائل آن را حل كنند ، قرار داد .

پژوهش در مورد TRIZ، ابتدا با این نظریه شروع شد: قوانین عمومی برای نوآوری وجود دارند كه پایه و اساس نوآوریهای خلاقانه هستند و به پیشرفت فناوری منجر می شوند. اگر این قوانین به درستی شناسایی، دسته بندی و كدگذاری شوند، می توانند به مردم بیاموزند كه چگونه می توان فرایند نوآوری را پیش بینی كرد و هرچه بیشتر در مسیر آن گام برداشت. این تحقیقات در مقاطع و سطوح مختلفی طی 50 سال صورت پذیرفت. بیش از دو میلیون سند اختراع(PATENT) بررسی و طبقه بندی شد و سپس به منظور تحلیل آنها و شناسایی قوانین نوآوری و سطح بندی مسایل و اختراعات، مورد مطالعه قرار گرفت. سه نتیجه اصلی این پژوهشها، به قرار زیراست:
1 - مسایل و راه حلهای آنها، در صنایع و علوم مختلف تكرار می شوند؛
2 - الگوهای تكامل فنی، در صنایع و علوم گوناگون تكرارپذیرند؛
3 - نوآوریها و اختراعات انجام شده در یك حوزه علمی، بر دیگر عرصه ها و زمینه های دانش تاثیر می گذارند.
در به كارگیری این تئوری، هرسه یافته برای ایجاد و توسعه یك محصول، خدمت یا سیستم به كار گرفته می شوند.
شركتهای بزرگ و كوچك بسیاری از TRIZ استفاده می كنند. این شركتها، این تئوری را در سطوح مختلفی مانند حل مسایل واقعی، مشكلات روزمره و عملیاتی و پیش بینی و تصمیم گیری درباره جهت گیریهای آینده فناوری به كار می گیرند. این تئوری در شركتهایی چون فورد، زیراكس، هوندا، موتورولا، زیمنس، فیلیپس، ال جی، سامسونگ، میتسوبیشی، كداك، فوجی فیلم، سونی و صدها كمپانی دیگر، در حال اجراست.

جدول1- چهل اصل TRIZ