تفکرات استاد دمینگ


ادوارد دمینگ از مدیران برجسته و شناخته شده دنیای کیفیت است که به پاس راهنمایی ها و آموزش های اودر ژاپن  جایزه ای در نظر گرفته  شده و همه ساله به شرکت های برترکیفیت ژاپن داده می شود . قبل از آشنایی با متدها و آموزه های آقای دمینگ لازم است با زندگینامه او بیشتر آشنا شویم.

ویلیام ادواردز دمینگ در ۱۴ اکتبر ۱۹۰۰ در سیوکس سیتی ایوا به دنیا آمد. اندکی پس از آن زمان وقتی زمین آزاد در وایومینگ در دسترس قرار گرفت، پدر او، ویلیام، موفق به ابتیاع قطعه ای زمین شد و با خانوادة خود نخست به شهر کودی و سپس به شهر پاول کوچ کرد، جایی که نخستین خانة انان کلبه‌ای از کاغذ قیراندود به اندازه یک خودرو بارکشی بود. دمینگ به یاد می‌آورد که مادرش دست او و برادرش را می‌گرفت و برای به دست اوردن لقمه نانی آنها را از خانه بیرون می‌برد. مادر او در سان فرانسیسکو در رشته موسیقی تحصیل کرده بود، و در پاول پیانو و آواز تدریس می‌کرد. بعضی از هنر آموزان او که قادر  به پرداخت شهریه نبودند، غذا یا کالاهایی دیگر می‌آوردند که خانواده می‌توانست از انها استفاده کند.

نخستین مدرسة دمینگ در پاول شاگردانی از کلاس اول تا ششم داشت. همة شاگردان در یک کلاس به سر می‌بردند و یک معلم داشتند. وقتی دوازده ساله بود،به نخستین شغل خود با دستمزد هفته ای ۲۵/۱ دلار مشغول شد. وقتی در سال ۱۹۱۷ در کلاسی با یازده شاگرد دوران دبیرستان را به پایان برد  وارد دانشگاه وایومینگ در لارامی شد. این دانشگاه شهریه نداشت و دمینگ با ۵۰ دلاری که پس‌انداز کرده بود و کمک گاه به گاه خانواده اش گذران می‌کرد

در سال ۱۹۲۱ با دریافت دانشنامه فیزیک از دانشگاه وایومینگ فارغ التحصیل شد. برای تحصیلات ریاضیات و کمک در تدریس مهندسی یک سال دیگر را هم در آن دانشگاه ماند . سپس برای تدریس فیزیک به مدرسه ماینز کلرادو در بولدر ثبت نام کرد و در سال ۱۹۲۴ با دریافت کارشناسی ارشد در رشته های ریاضیات و فیزیک فارغ التحصیل شد. 

ادامه نوشته

دکتر نظام الدین فقیه

نظام الدين فقيه در سال 1332 در شهرستان استهبان ديده به جهان گشود. وي پس از اتمام تحصيلات دوران متوسطه در تهران، براي ادامه تحصيل عازم كشور انگلستان شد و در سال 1354 موفق به اخذ مدرك ليسانس در رشته مهندسی مکانیک و مديريت مهندسي شد. در سال 1355 مدرك فوق ليسانس و نهايتاً در سال 1358 به اخذ مدرك دكترا در مهندسی سیستم از آن كشور نايل آمد.
دكتر فقيه در سال 1359 به عضويت هيأت علمي تمام وقت دانشگاه شيراز درآمد و هم اكنون با مرتبه علمي استاد پايه 30 در رشته مدیریت صنعتی همكاري دارد و از سوي وزارت علوم، تحقيقات و فنّاوري در ارديبهشت 1381 به عنوان استاد نمونه كشور انتخاب و معرفي شده است.

وي در برخی از نهادها و انجمن های معتبر علمی- تخصصی داخلی و بین المللی مانند آکادمی علوم نیویورک، دیده بان جهانی کارآفرینی، شورای سیاست گذاری پژوهش های جهانی کارآفرینی، سازمان جهانی دانشمندان بدون مرز،عضویت دارد و هيأت تحريريه دائرة المعارف های معتبر و شناخته شده مشاهير جهان در چاپ‌ها و ویرایش های متعدد خود شرح حال او را نگاشته اند. 

از جمله سوابق علمي و پژوهشي وي چاپ بيش از 80 مقاله در مجلات معتبر علمي – پژوهشي، ترویجی داخلي و خارجي، مجموعه مقالات كنفرانس هاي داخلي و بين المللي و همچنین تألیف 36عنوان كتاب تخصصی و بین رشته ای است.

دکتر فقیه بنیانگذاری و اولین سردبیری مجله بين المللي علوم اطلاع رساني و فنّاوري اطلاعات (IJIST) را به زبان انگليسي و در سطح بين المللي بر عهده داشته و هم اکنون نیز بنیانگذاری و سردبیری مجله بین المللي پژوهش های جهانی كارآفرینی (Journal of Global Entrepreneurship Research) را با هیات تحریریه بین المللی و انتشار به زبان انگليسي، در سطح جهانی، عهده دار است. وی همچنين بنیانگذار و سردبیر فصلنامه فارس معاصر(بنیاد فارس شناسی)است و نیز به عنوان عضو هيأت تحريريه در انتشار 7 مجله معتبر علمي – پژوهشي و 2 مجله علمی - ترویجی شركت فعال دارد.

غالب تحقيقات دکتر فقیه در زمينه هاي تخصصي،بین رشته ای، علمي و كاربردي، مدلسازي، شبيه سازي، بهينه سازي، منطق فازي، شبكه هاي عصبي مصنوعي، الگوريتم ژنتيك، قابليت اطمينان و نگهداري، نظريه اطلاعاتي شانون، سيستم هاي استوكاتيك، آشوب، فراكتال، مديريت كيفيت،کارآفرینی و حوادث صنعتي است.

 

جنيچي‌ تاگوچي : Genichi - Taguchi

wikipedia

تاگوچي‌ مهندس‌ برق‌ و آماردان‌ است‌ و در سازماندهي‌ مجدد سيستم‌ مخابرات‌ ژاپن‌ نقش‌ مهمي‌ داشته‌ است‌ .او روش‌ كلاسيك‌ طراحي‌ تجربيات‌ را در موقعيتهاي‌ صنعتي‌ نا كارآمد دانسته‌ و آنرا اصلاح‌ نموده‌ است.

عقايد او در دو گروه‌ اصلي‌ و مرتبط‌ با هم‌ قرار مي‌ گيرد : تابع‌ خسارت‌  و كنترل‌ كيفيت‌ Offline.

تاگوچي‌ كيفيت‌ يك‌ محصول‌ را متناسب‌ با خسارت‌ تحميل‌ نموده‌ به‌ جامعه‌ از لحظه‌ فروش‌ مي‌ داند . او خسارت‌را شامل‌ نارضايتي‌ مشتري‌ ، هزينه‌ هاي‌ ضمانت‌ ، كاهش‌ سهم‌ بازار ، كاهش‌ استقبال‌ افكار عمومي‌ مي‌ داند . او شروع‌ خسارت‌ را در موارد خارج‌ شدن‌ از مشخصات‌ تعيين‌ شده‌ ندانسته‌ ، بلكه‌ در انحراف‌ از هدف‌ و كمال‌ مطلوبي اند و معتقد است‌ ، در اغلب‌ موارد مقدار خسارت‌ با ريشه‌ دوم‌ انحراف‌ از هدف‌ اصلي‌ ارتباط‌ مستقيم‌ دارد او اعتقاد دارد كه‌ اگر به‌ مقوله‌ كيفيت‌ از منظر كاهش‌ نوسانات‌ بيشتر از مطابقت‌ سخت‌ با مشخصات‌ در نظر گرفته‌شده‌ نگريسته‌ گردد ، اقتصادي‌ تر خواهد بود .كنترل‌ كيفيت‌ Offline به‌ بهبود فرايند محصول‌ و ويژگي‌ هاي‌ آن‌از طريق‌ كاهش‌ نوسانات‌ عملكرد فرايندها گفته‌ مي‌ شود كه‌ بيشتر به‌ فرايند طراحي‌ بستگي‌ دارد . او سه‌ مرحله‌را در كيفيت‌ طراحي‌ متمايز است‌ .

 1 ـ طراحي‌ سيستم

2 ـ طراحي‌ ويژگيها 

3 ـ طراحي‌ عمل

يوشيو كاندو : Yoshio Kondo

پروفسور كاندو در سال 1924 در ژاپن‌ متولد و در 1945 از دانشگاه‌ كيوتو فارغ‌ التحصيل‌ شد . كاندو معتقد است‌ ،كه‌ " كيفيت‌ با طبيعت‌ انسان‌ سازگار تر از موضوع‌ هزينه‌ و بهره‌ وري‌ است‌ ، چون‌ كيفيت‌ نه‌ تنها بر زندگي‌ انسان‌به‌ مدت‌ طولاني‌ تري‌ اثر مي‌ گذارد بلكه‌ مورد توجه‌ توليدكنندگان‌ و مشتريان‌ نيز هست‌ و علاوه‌ بر اين‌ ، براي‌دسترسي‌ به‌ مرغوبيت‌ بالاتر محصولات‌ و خدمات‌ ، ايجاد انگيزه‌ در كاركنان‌ بسيار مهم‌ است‌ .

كاندو بر رابطه‌ بين‌ كيفيت‌ و نيروي‌ انساني‌ تأكيد خاصي‌ داشته‌ و انسانيت‌ را اساس‌ انگيزه‌ مي‌ داند و بيان‌ مي‌ كند كه‌ كار انسان‌ بايستي‌ شامل‌ سه‌ عنصر اساسي‌ زير باشد :

 خلاقيت‌ - لذت‌ انديشيدن‌

  فعاليت‌ بدني‌ - لذت‌ كاركردن‌ با عرق‌ پيشاني‌

  اجتماعي‌ بودن‌ - لذت‌ سهيم‌ بودن‌ در خوشي‌ و غم‌ همكاران‌

كاندو در كتاب‌ خود تحت‌ عنوان‌ " انگيزه‌ انساني‌ - يك‌ عامل‌ حياتي‌ براي‌ مديريت‌ " تصريح‌ مي‌ كند كه‌ : كار هرچه‌ خلاق‌ تر باشد نقش‌ مهمي‌ در ايجاد انگيزه‌ دارد . وي‌ چهار اقدام‌ عمده‌ زير را در پشتيباني‌ چنين‌ فرايندي‌پيشنهاد مي‌ كند :

1- وقتي‌ دستورالعمل‌ كار را صادر مي‌ كنيد ، اهداف‌ واقعي‌ كار را روشن‌ كنيد

2 - سعي‌ كنيد افراد قويا" احساس‌ مسئوليت‌ براي‌ انجام‌ دادن‌ كار خود كنند

3 - براي‌ خلق‌ ايده‌ هاي‌ نو فرصت‌ بدهيد

4 - ايده‌ ها را بپرورانيد و بگذاريد به‌ بار بنشينند

او معتقد است‌ با رعايت‌ اصول‌ چهارگانه‌ اين‌ امكان‌ بوجود مي‌آيد تا كار به‌ عنوان‌ يك‌ فعاليت‌ خلاق‌ جلوه‌گر گردد و نيز اگر عقايد ايجاد و پرورش‌ يابند افراد درگير ، اتكا به‌ نفس‌ را احساس‌ نموده‌ و اين‌ تجربه‌ گرانقيمتي‌ از ديدگاه‌ انگيزش‌ است‌ .

شيگئو شينگو :Shigeo Shingo

شيگئو شينگو در 1909 در شهر ساگاي‌ ژاپن‌ متولد و در 1930 در رشته‌ مكانيك‌ دانشكدة‌ فني‌ يامانشي‌ ، فارغ‌التحصيل‌ شد . طي‌ سال‌ هاي 58 - 1956 ، در صنايع‌ سنگين‌ كشتي سازی در ناکازاکی ،مسئول کاهش زمان مونتاژ سوپر تانکرهای 5 هزار تنی شد و این زمان‌ را از 4 ماه‌ به 2 ماه‌ تقليل‌ داد . اين‌ كار ركورد جديدي‌ را در كشتي‌ سازي‌ به‌ ثبت رساند و اين‌ سيستم‌ به‌ صنايع‌ كشتي‌ سازي‌ سراسر ژاپن‌ گسترش‌ يافت‌ . در 1959 جامعه‌مديران‌ ژاپن‌ را ترك‌ كرد و موسسه‌ بهبود مديريت‌ را تاسيس‌ كرد .

طي‌ سالهاي 64 - 1961 شينگو عقايد خود را از كنترل‌ كيفيت‌ به‌ ارايه‌ پوكا- يوك‌ ، خطا يابي‌ يا مفهوم‌ضايعات‌ صفر گسترش‌ داد . بعدها اين‌ نگرش‌ با موفقيت‌ به‌ ساير كارخانه‌ ها كشيده‌ شد و ظرف‌ دو سال‌ عمليات‌عاري‌ از ضايعات‌ مستقر گرديد .در 198 سيستم‌ پيش‌ اتوماسيون‌ را بنا نهاد و نيز سيستم‌ تعويض‌ قالب‌ در يك‌دقيقه‌ را توسعه‌ داد ، كه‌ بخشي‌ از سيستم‌ توليد بموقع‌ است‌ . توليد به‌ موقع‌ ، سيستمي‌ است‌ كه‌ در آن‌ ورودي‌ ها ،همان‌ زماني‌ كه‌ مورد نياز است‌ به‌ سيستم‌ توليد وارد مي‌ شوند . از مزاياي‌ اين‌ روش‌ جلوگيري‌ از هزينه‌ هاي‌سنگين‌ انبارداري‌ است‌ .

wiki

والتر شوهارت ‌ : Walter Shewhart

منشأ عقايد مديريت‌ جامع‌ كيفيت‌ و ارتقاي‌ مستمر به‌ آقاي‌ والتر شوارت‌ ،كارمند سابق‌ تلفن‌ بل‌ بر مي‌ گردد .والتر شوارت‌ در سال 1891 در ايلينويز آمريكا ديده‌ به‌ جهان‌ گشود و در سال 1967 جهان‌ را بدرود گفت‌ . او يكي‌از آموزگاران‌ دكتر دمينگ‌ بوده‌ و نظرية‌ سوق‌ فرايندهاي‌ مديريتي‌ براي‌ ايجاد موقعيتهاي‌ سودآور براي‌ مشتريها و صاحبان‌ فرايندها را همگاني‌ نموده‌ و استفاده‌ از ابداع‌ خود تحت‌ عنوان‌ "نمودار كنترل‌ فرايند" را گسترش‌ داد.

وي‌ مؤلف‌ كتاب‌ " اقتصاد كيفيت‌ توليد " است‌ كه‌ به‌ عنوان‌ نخستين‌ كتاب‌ آماري‌ است‌ كه‌ در جهت‌ بهبود كيفيت‌كالاي‌ توليدي‌ به‌ رشته‌ تحرير در آمده‌ است‌.وي‌ متعقد بود كه‌ فقدان‌ اطلاعات‌ بطرز مؤثري‌ تلاشهاي‌ كنترل‌ و فرايندهاي‌ مديريتي‌ را در محيط‌ كار كند مي‌ سازد . براي‌ كمك‌ به‌ مديران‌ در اتخاذ تصميمات‌ علمي‌ ، اثربخش‌و اقتصادي‌ ، او روش‌ كنترل‌ آماري‌ فرايند را ابداع‌ نمود . او همچنين‌ چرخه‌ شوارت‌ را در زمينه‌ آموزش‌ و ارتقا بوجود آورد و تفكر مديريتي‌ را با تحليل‌ آماري‌ تركيب‌ نمود كه‌ تحت‌ عنوان‌ چرخه‌ PDCA معروف‌ است‌ . او معتقد بود كه‌ استفاده‌ از اين‌ چرخه‌  سازمانها را به‌ ارتقاي‌ جامع‌ كيفيت‌ رهنمون‌ خواهد ساخت‌ .

او معتقد به‌ وجود نوسات‌ در مراحل‌ توليد كالا بود و اعتقاد داشت‌ كه‌ مي‌توان‌ دليل‌ نوسانات‌ را از طريق‌ استفاده‌ ازعلم‌ آمار بررسي‌ و نسبت‌ به‌ پايين‌ آوردن‌ نوسانات‌ و در نتيجه‌ بهبود محصولات‌ اقدام‌ نمود .

اين‌ روش‌ به‌ مديران‌ كمك‌ مي‌ كند تا نياز  به‌ تغيير در خطوط‌ توليد را تشخيص‌ داده‌ و تغييرات‌ لازم‌ را به‌ انجام‌برسانند. شوارت‌ با استفاده‌ از اين‌ روش‌ توانست‌ حدود نوسانات‌ فرايند را محاسبه‌ كند .

شوارت‌ علت‌ نوسانات‌ را به‌ عوامل‌ عام‌ و عوامل‌ خاص‌ تقسيم‌ بندي‌ مي‌ كند. در تعريف‌ عوامل‌ عام‌ ، وي‌مشكلات‌ و مسئوليتها را ناشي‌ از عملكرد مديريت‌ در مجموعه‌ سيستم‌ تلقي‌ مي‌ نمايد و عوامل‌ خاص‌ را به‌ نوع‌روش‌ ، افراد و يا صرفا" متوجه‌  ماشين‌ آلات‌  مي‌ سازد.


كاآرو ايشي‌ كاوا  : Kaoru Ishikawa

wikipedia

ايشي‌ كاوا  در سال 1915 در ژاپن‌ متولد و در سال 1939 از دانشكده‌ مهندسي‌ دانشگاه‌ توكيو فارغ‌ التحصيل‌شد . پروفسور ايشي‌ كاوا طلايه‌ دار نهضت‌ هسته‌ هاي‌ كنترل‌ كيفيت‌ در ژاپن‌ در اوايل‌ دهة 50 است‌ ، اين‌نهضت‌ بعدها به‌ غرب‌ صادر شد . او در سخنراني‌ خود در هزارمين‌ كنوانسيون‌ هسته‌ هاي‌ كنترل‌ كيفيت‌ در ژاپن‌(1981) چگونگي‌ قرار گرفتن‌ خود در اين‌ مسير را اينگونه‌ بيان‌ داشت‌ : ابتدا سعي‌ كردم‌ كارگران‌ وجين‌ كن‌ ،كنترل‌ كيفيت‌ را بفهمند و به‌ آن‌ عمل‌ كنند ، انديشه‌ من‌ اين‌ بود كه‌ تمام‌ كاركنان‌ كارخانه‌ هاي‌ سراسر كشور را آموزش‌ بدهم‌ ، البته‌ اين‌ موضوع‌ كار زيادي‌ مي‌ طلبيد در نتيجه‌ ، فكر كردم‌ اول‌ سرپرستان‌ يا آن‌ هايي‌ را كه‌مستقيما" با مسئله‌ سرو كار دارند ، آموزش‌ بدهم‌ .

هسته‌ هاي‌ كنترل‌ كيفيت‌ با اهداف‌ و فعاليتهاي‌ ذيل‌ بوجود آمده‌اند :

 - مشاركت‌ در ارتقا و توسعه‌
 
- احترام‌ به‌ روابط‌ انساني‌ و ايجاد محيط‌ شاداب‌ براي‌ بوجود آوردن‌ رضايت‌ شغلي‌
 
- استفاده‌ از تمام‌ توانايي‌ها و ظرفيتهاي‌ كاركنان‌

ايشي‌ كاوا به‌ عنوان‌ پدر حلقه‌ هاي‌ كنترل‌ كيفيت‌ و رهبر جنبش‌ كيفيت‌ ژاپن‌ و تدوين‌ كننده‌ استراتژي‌ كيفيت‌ ژاپن‌ شناخته‌ شده‌ است‌. در نظر ايشي‌ كاوا به‌ لحاظ‌ حلقه‌ اي‌ بودن‌ كنترل‌ كيفيت‌ ، مفهوم‌ كيفيت‌ در سازمان‌موضوعي‌ سراسري‌  است‌ كه‌ همگان‌ در آن‌ مشاركت‌ دارند.

مفهوم‌ كيفيت‌ سراسري‌ شامل‌ همكاريهاي‌ افقي‌ و عمودي‌ است‌. در همكاريهاي‌ عمودي‌ موضوع‌ كيفيت‌ به‌روابط‌ درون‌ سازماني‌ از كاركنان‌ جزء  تا مديران‌ ارشد را شامل‌ مي‌ شود. در همكاريهاي‌ افقي‌ روابط‌ و مناسبات‌برون‌ سازماني‌ مورد نظر ايشي‌ كاوا است‌.

بزرگترين‌ نقش‌ ايشي‌كاوا در امر كيفيت‌ ، ساده‌ كردن‌ فنون‌ آماري‌ براي‌ كنترل‌ كيفيت‌ در صنعت‌ است‌. او درساده‌ ترين‌ سطح‌ فني‌ ، بر گردآوري‌ اطلاعات‌ و عرضة‌ آنها تأكيد داشت‌ و كاربرد نمودار پارتو را براي‌ اولويت‌گذاري‌ آنچه‌ بايد بهبود يابد و نمودار ايشي‌ كاوا ( علت‌ و معلول‌ ) را براي‌ تشخيص‌ دلايل‌ ممكن‌ تجويز كرد.ايشي‌ كاوا نمودار علت‌ و معلول‌ را مشابه‌ ساير ابزارهاي‌ كيفي‌ ، وسيله‌ اي‌ براي‌ كمك‌ به‌ گروهها يا هسته‌ هاي‌كنترل‌ كيفيت‌ در نهضت‌ كيفيت‌ مي‌ داند ، به‌ اين‌ ترتيب‌ وي‌ ، ارتباطات‌ باز كاري‌ را براي‌ درست‌ كردن‌ اين‌نمودارها امري‌ حياتي‌ مي‌ شمرد . نمودار ايشي‌ كاوا ابزار سيستماتيك‌ مناسبي‌ براي‌ پيداكردن‌ ،دسته‌ بندي‌ و مستند سازي‌ دلايل‌ تغييرات‌ كيفيت‌ در توليد و سازمان‌ دهي‌ روابط‌ بين‌ آنهاست‌ . ساير فنوني‌ كه‌ ايشي‌ كاوا برآن‌ تاكيد دارد ، هفت‌ ابزار كنترل‌ كيفيت‌ است‌ .

هفت‌ ابزار كنترل‌ كيفيت‌ از نظر ايشي‌ كاوا :

1 ـ ورقه‌ جمع‌ آوري‌ داده‌ ها

2 ـ نمودار جريان‌ فرايند

3 ـ نمودار كنترل‌

4 ـ نمودار پارتو

5 ـ نمودار علت‌ و معلول‌

 ـ نمودار هيستوگرام‌

7 ـ نمودار پراكندگي‌

آقاي‌ كاآروايشي‌كاوا روشهاي‌ دگرگوني‌ در سازمان‌ ها و حركت‌ به‌ سوي‌ مديريت‌ جامع‌ كيفيت‌ را در موارد ذيل‌خلاصه‌ مي‌ كند .

1 - اول‌ كيفيت‌ ، نه‌ سود كوتاه‌ مدت‌

2 - مشتري‌ مداري‌ و نه‌ توليد مداري‌

3 - صاحبان‌ فرايند بعدي‌ كار ، مشتري‌ شماست‌

4 - استفاده‌ از روشهاي‌ آماري‌

5 - احترام‌ به‌ شخصيت‌ انسان‌ به‌ عنوان‌ فلسفه‌ مديريت‌

6 - تشكيل‌ تيمهاي‌ با وظيفه‌ متقابل‌

او اظهار مي‌ دارد كه‌ مديريت‌ عمودي‌ تارهايي‌ ايجاد نموده‌ است‌ كه‌ به‌ خودي‌ خود جز رشته‌ هاي‌ نخ‌ نيستند و تنها هنگامي‌ كه‌ پودها به‌ آنها اضافه‌ شده‌ و درهم‌ تنيده‌ شوند ، سازمان‌ مستحكم‌ ايجاد ميشود . با تشكيل‌ تيم‌هاي‌ با وظيفه‌ متقابل‌ در ميان‌ تارهاي‌ عمودي‌ مديريت‌ ، پودهايي‌ پيدا شده‌ و به‌ تحرك‌ عرضي‌ سازمان‌ كمك‌مي‌ كند . آقاي‌ ايشي‌ كاوا اظهار مي‌ نمايد كه‌ كنترل‌ كيفيت‌ با آموزش‌ آغاز مي‌ شود و با آموزش‌ پايان‌ مي‌ پذيرد .در مديريت‌ جامع‌ كيفيت‌ بايد به‌ همه‌ كاركنان‌ از مدير عامل‌ گرفته‌ تا كاركنان‌ صف‌ آموزش‌ داده‌ شود . بايد نحوة‌نگرش‌ همه‌ كاركنان‌ تغيير يابد . براي‌ انجام‌ اين‌ كار مي‌ بايست‌ آموزش‌ ها تكرار و تكرار شوند .

آقاي‌ ايشي‌ كاوا اعتقاد دارد كه‌ كار يك‌ مدير مياني‌ در درون‌ سازمان‌ به‌ يك‌ معنا بسيار شبيه‌ به‌ پليس‌ راهنمايي‌است‌ . او در نقاطي‌ ايستاده‌ كه‌ مسيرهاي‌ افقي‌ و عمودي‌ همديگر را قطع‌ مي‌ كنند و بايد بعنوان‌ كانال‌ اطلاعاتي‌براي‌ بالايي‌ ها و پاييني‌ ها و نيز كساني‌ كه‌ در ديگر واحدها مشغول‌ به‌ كارند عمل‌ نمايند .

 از نظر ايشي‌ كاوا كنترل‌ كيفيت‌ فراگير شركتي‌ به‌ اين‌ معني‌ است‌ كه‌ كيفيت‌ فقط‌ به‌ محصول‌ مربوط‌ نمي‌ شود ،بلكه‌ خدمات‌ بعد از فروش‌ ، كيفيت‌ مديريت‌ ، كيفيت‌ خود شركت‌ و كيفيت‌ زندگي‌ نيروي‌ انساني‌ را نيز شامل‌مي‌گردد . در نظر ايشي‌ كاوا ارتقاي‌ كيفيت‌ به‌ ويژه‌ در مناسبات‌ درون‌ سازماني‌ بر مشاركت‌ كاركنان‌ در مسئله‌يابي‌ و حل‌ آن‌ تأكيد دارد. در اين‌ باره‌ وي‌ با استفاده‌ از نمودارهاي‌ علت‌ و معلول‌  و به‌ ويژه‌ نمودار استخوان‌ ماهي‌، به‌ دنبال‌ شناسايي‌ عوامل‌ مؤثر بر دگرگوني هاي‌ كيفيتي‌ است‌.

   وي‌ براي‌ ارتقاي‌ كيفيت‌ دو ابزار اساسي‌  معرفي‌ مي‌كند .

 1 - استاندارد
 2 - كنترل‌ كيفيت‌.

 اين‌ دو ابزار محصول‌ اطلاعات‌ علمي‌ و روشهاي‌ علمي‌ است‌. وي‌ مي‌ گويد " يك‌ تن‌ علاقه‌ ،بدون‌ نتيجه‌ است‌ مگر با يك‌اونس‌ اطلاعات‌ علمي‌ آميخته‌ شود " ، به‌ عبارت‌ ديگر ايشان‌ براي‌ موفقيت‌ واقعي‌ در امر كيفيت‌ ، داشتن‌اطلاعات‌ علمي‌ ، فني‌  و تخصصي‌  را اجتناب‌ ناپذير مي‌ داند.

  از نظر ايشي‌ كاوا به‌ منظور دستيابي‌ به‌ كيفيت‌ لازم‌ است 10 اصل‌ ذيل‌ را كه‌ جنبه‌ ها و روشهاي‌ دستيابي‌ به‌كيفيت‌ را فراهم‌ مي‌ كند رعايت‌ نمود.

1 - بررسي‌ بهبود كيفيت‌ قبل‌ از هر چيز ديگر

2 - تدوين‌ سياستهاي‌ ارتقاي‌ كيفيت‌

3 - شناسايي‌ اولويت‌ها در ارتقاي‌ كيفيت‌

4 - مشخص‌ كردن‌ رهبري‌ فرايند كيفيت‌

5 - دادن‌ آموزش‌

 - بازنگري‌ فرايند بهبود

7 - مشخص‌ كردن‌ مسئوليت‌ مديريت‌ ارشد

8 - طراحي‌ سيستم‌ مديريت‌ چند وظيفه‌اي‌

9 - توجه‌ به‌ اين‌ اصل‌ كه‌ ستاده‌ سيستم‌ شما، داده‌ مشتري‌ شماست‌.

10 - رهبري‌ كل‌ فرايند.

او همچنین مفاهیم ارائه شده توسط پیشگامان کیفیت را بسط داده است. به عنوان مثال او چرخه چهار مرحله ای دمنیک را به 6 مرحله گسترش داده است.

1 - تعيين‌ اهداف‌

2 - تعيين‌ راهكارها

3 - درگير شدن‌ در آموزش‌

4 - برنامه‌ اجرايي‌

5 - ارزيابي‌ اجرا

6 - اقدام‌ مناسب

آرماند فايگنبام:‌ Armand Feigenbaum

wikipedia

فايگنبام‌ مدير شركت‌ جنرال‌ الكتريك‌ ، مشاور تضمين‌ كيفيت‌ ارتش‌ آمريكا، رئيس‌  ASQC (american society of quality control) وبنيانگذار آكادمي‌ بين‌ المللي‌ كيفيت‌ و مبتكر واژه‌ "كنترل‌ كيفيت‌ جامع‌" و مولف‌ كتابي‌ با همين‌ عنوان‌ است‌ .وي‌ بر اين‌ اعتقاد است‌ كه‌ كنترل‌ كيفيت‌  ايجاد نوعي‌ سيستم‌ فعال‌ براي‌ نظارت‌ بر كليه‌ امور  يك‌ واحد يا مؤسسه‌ است‌. از اين‌ نظر كنترل‌ كيفيت‌ ، كاري‌ است‌ به‌ دور از انگيزشهاي‌ كوتاه‌ مدت‌ و حركتي‌ گروهي‌ كه‌موفقيت‌ آن‌ منوط‌ به‌ همكاري‌ و ارتباط‌ نزديك‌ بين‌ واحدهاي‌ مختلف‌ بوده‌ و حمايت‌ تدريجي‌ مسئولين‌ را طلب‌مي‌ كند. بنابر اين‌ تحقق‌ امر كيفيت‌ زماني‌ ميسر مي‌ گردد كه‌ تك‌ تك‌ عوامل‌ و دست‌ اندر كاران‌ در تمام‌ سطوح‌در امر كيفيت‌ مشاركت‌ فعال‌ داشته‌ و نسبت‌ به‌ آن‌ متعهد باشند.

ديدگاه‌ كيفيت‌ فايگنبام‌ بر اين‌ اصل‌ استوار است‌ كه‌ علي‌ رغم‌ شركت‌ كليه‌ عوامل‌ در تحقق‌ كيفيت‌، نقش‌مديريت‌ ارشد فراتر از ديگران‌ بوده‌ و لازم‌ است‌ مديريت‌ درك‌ كافي‌ از ضرورت‌ موضوع‌ داشته‌ و نسبت‌ به‌ تبديل‌نمودن‌ فرايند ارتقاي‌ كيفيت‌ به‌ يك‌ امر عادي‌ و مستمر در سازمان‌ تعهد نشان‌ دهد. وي‌ ، بر اين‌ اساس‌ سپردن مسئوليت‌ راهبردي‌ ارتقاي‌ كيفيت‌ را به‌ متخصصين‌ كيفيت‌ يك‌ اشتباه‌ مي‌داند. خدمت‌ برجسته‌ فايگنبام‌ در عرصه‌ كنترل‌ جامع‌ ، توجه‌ يكپارچه‌ به‌ درون‌ و بيرون‌ سازمان‌ بصورت‌ فراگير است‌. وي‌ مي‌ گويد : مديريت‌ ،بايستي‌ سراسري‌  و يكپارچه‌  بوده‌ و همه‌ فعاليتهاي‌ مديريتي‌  و عملياتي‌ را با يكديگر هماهنگ‌ نموده‌ و جنبه‌هاي‌ اجتماعي‌ و فني‌  سازمان‌ را به‌ هم‌ نزديك‌ كند. از اينرو علاوه‌ بر امور درون‌ سازماني‌ ، بايد به‌ همان‌ نسبت‌ ،خشنود نگه‌ داشتن‌ مصرف‌ كنندگان‌ كالا  و خدمات‌ و نيز تأمين‌ كنندگان‌ مواد و قطعات‌ اوليه‌ مورد توجه‌ قرار گيرد وي‌ با توجه‌ يكپارچه‌ به‌ مفهوم‌ كيفيت‌ ، ارتقاي‌ كيفيت‌ را در سه‌ بعد تبيين‌ مي‌ كند :

   1- تفسير و تبيين‌ جنبه‌ هاي‌ اخلاقي‌ كيفيت‌

  2 - تبيين‌ و تشريح‌ مفهوم‌ كيفيت‌ جامع‌ و كنترل‌

  3 - تبيين و تشريح‌ نظام‌ طبقه‌ بندي‌ هزينه‌ هاي‌ كيفيت‌ كه‌ شامل‌ هزينه‌ هاي‌ ارزيابي‌ ، پيشگيري‌و بروز نقص‌ است‌.

وي‌ كنترل‌ جامع‌ كيفيت‌ را چنين‌ تعريف‌ مي‌ كند :

كنترل‌ جامع‌ كيفيت‌ ، يك‌ سيستم‌ كارآمد براي‌ ادغام‌ تلاشها در زمينه‌ ايجاد ، نگهداري‌ و ارتقاي‌ كيفيت‌ در گروههاي‌ مختلف‌ يك‌ سازمان‌ است‌ و سازمان‌ را قادر مي‌ سازد با در نظر گرفتن‌ موارد اقتصادي‌ ، رضايت‌ كامل‌مشتريها را فراهم‌ سازد .

فايگنبام‌ براي‌ موفقيت‌ مديريت‌  كيفيت‌ جامع‌ معيارهاي‌ زير را ارائه‌ داده‌ است‌:

1 - كيفيت‌ يك‌ فرايند سازمان‌  شمول‌ است‌

2 - كيفيت‌ آن‌ چيزي‌ است‌ كه‌ مشتري‌ مي‌ خواهد

3 - كيفيت‌ و هزينه‌ مكمل‌ هم‌ هستند

4 - كيفيت‌ محتاج‌ علاقمند فردي‌ و تيمي‌ است

5 - كيفيت‌ يك‌ روش‌ مديريتي‌ است‌

6 - كيفيت‌ و نوآوري‌ متقابلا" بهم‌ وابسته‌ اند

7 - كيفيت‌ يك‌ رفتار است‌

8 - كيفيت‌ نيازمند ارتقاي‌  مستمر است‌

9 - كيفيت‌ بهترين‌ روش‌ براي‌ بهره‌ وري‌ است‌.

10 - كيفيت‌ توسط‌ يك‌ سيستم‌ جامع‌ كه‌ با مشتريها و تدارك‌ كنندگان‌ مرتبط‌ است‌، اجرا مي‌ شود.

فیگن بام اظهار میدارد که کنترل در مدیریت 4 مرحله دارد:

1 ـ تعيين‌ استانداردهاي‌ كيفيت‌

2 ـ ارزيابي‌ تطابق‌ با استانداردها

3 ـ تثبيت‌ موارد گذر به‌ بالاي‌ استانداردها

4 ـ برنامه‌ ريزي‌ براي‌ ارتقاي‌ استانداردها

فيليپ‌ كرازبي  :Philip Crosby

wikipedia

كرازبي‌ در سال 1922بدنيا آمده‌ و پس‌ از اتمام‌ خدمت‌ سربازي‌ در نيروي‌ دريائي‌ در دوران جنگ‌ كره‌ ، كارخود را ابتدا از سال 1952 در شركت‌ خود آغاز كرد ، سپس‌ به‌ عنوان‌  مدير كيفيت‌ در قسمت‌ برنامه‌ ساخت‌موشك‌ هاي‌ پرشينگ‌ ( نوع‌ اول‌ ) در شركت‌ مارتين‌ ماريانا مشغول‌ فعاليت‌ شد. در اين‌ زمان‌ وي‌ مفهوم‌ نقص‌صفر يا توليد بدون‌ ضايعات‌ را مطرح‌ ساخت‌. سپس‌ به‌ مدت‌ 14 سال‌ بعنوان‌ دستيار و معاون‌ كنترل‌ كيفيت‌ مديرعامل‌ شركت  ITT آمريكا مشغول‌ كار بود .وي‌ در سال 1973 كتاب‌ "كيفيت‌ رايگان‌ است‌" را منتشر كرد که پرفروشترین کتاب سال شد و در سال 1974 "کتاب کیفیت بدون عیب"را منتشر کرد که مجدداً پرفروشترين‌كتاب‌ سال‌ شد.

محور انديشه‌ هاي‌ كرازبي‌ مفهوم‌ نقص‌ صفر است‌. بدين‌ معني‌ كه‌ نبايد انتظار و يا پذيرش‌ اشتباه‌، خرابي‌ ،نقص‌ ، ضايعه‌ و ... را در انجام‌ كار و نتايج‌ ان‌ اجتناب‌ ناپذير دانست‌ .

دكتر كرازبي‌ كيفيت‌ را مطابقت‌ با مشخصات‌ تعيين‌ شده‌ مي‌ داند نه‌ به‌ مفهوم‌ گنگ‌ خوب‌ بودن‌ . اين‌ مشخصات‌قراردادي‌ نيستند ، بلكه‌ بايستي‌ مطابق‌ با نيازها و انتظارات‌ مشتريها تعيين‌ گردد. كرازبي‌ شهرت‌ خود را بيشتر براي‌ ارايه‌ مفاهيم‌ "از اول‌ كارها را درست‌ انجام‌ بده‌ و ضايعات‌ صفر " مديون‌ است‌ .

او كنترل‌ كيفيت‌ سنتي‌ ، حدود قابل‌ قبول‌ كيفيت‌ و صرف‌ نظر نكردن‌ از محصولات‌ زير استاندارد را بيشتر نشانه‌شكست‌ مي‌ داند تا تضمين‌ موفقيت‌ . كرازبي‌ كيفيت‌ را انطباق
خواسته های مشتریان با محصولات شرکت میداند و عقیده دارد که چون بیشتر شرکت
ها بخش‌ هايي‌ دارند كه‌ كارشان‌ با كار مطلوب‌ مغايرت‌ دارد ، بنابراين‌ حدود 20 درصد درآمد خود را براي‌ انجام‌ دادن‌ كارهاي‌ غلط‌ و دوباره‌ كاري‌ صرف‌ مي‌ كنند . طبق‌ نظركرازبي گاه این مبلغ تا 35 درصد هزینه های عملیاتی شرکتهای خدماتی را به خود اختصاص می دهد. کرازبی معتقد است‌ ، كارگران‌ نبايد مسئوليت‌ اوليه‌ بهبود كيفيت‌ رابه‌ عهده‌ بگيرند ، زيرا اين‌ وظيفه‌ مديريت‌ است‌ كه‌ عهده‌دار اين‌ امر خطير باشد . مديريت‌ بايد تنظيم‌كننده‌ جامعيت كيفيت‌ باشد و كاركنان‌ بايد از آن‌ الگوها پيروي‌ كنند .ضمن‌ آن‌ كه‌ كاركنان‌ در مشكلات عملي‌ درگيرند و مسائل‌ و مشكلات‌ خود را به‌ مديران‌ گزارش‌ مي‌ دهند ،مديريت‌ نيز بايد اقدامات‌ لازم‌ را انجام‌ دهد . ضايعات‌ صفر به‌ اين‌ معني‌ است‌ كه‌ كارها را " از اول‌ درست انجام‌بده‌ " و اين‌ قضيه‌ افراد را از ارتكاب‌ خطا باز نمي‌دارد ، بلكه‌ آنان‌ را ترغيب‌ مي‌ كند كه‌ بطور مدام‌ ارتقا يابند .

فرايند بهبود كيفيت‌ كرازبي‌ بر اصول‌ زير مبتني‌ است‌ :

1 - كيفيت‌ به‌ معني‌ انطباق‌ با خواسته‌ هاست‌ . اما به‌ معني‌ خوبي‌ يا زيبايي‌ نيست‌

2 - سيستمي‌ كه‌ سبب‌ مرغوبيت‌ مي‌ شود جلوگيري‌ است‌ ، نه‌ ارزيابي‌ و مميزي‌

3 - استاندارد عملكرد بايد ضايعات‌ صفر باشد ، نه‌ اين‌ كه‌ بگوييم‌ به‌ اندازة‌ كافي‌ به‌ مشخصات‌ نزديك‌ است.

4 - معيار كيفيت‌ ، بهاي‌ عدم‌ تطابق‌ است‌ ، نه‌ شاخص‌ ها

در فلسفه‌ كرازبي‌ ، پنج‌ اصل‌ اساس‌ مديريت‌ كيفيت‌ جامع‌ را بنيان‌ نهاده‌ اند.

1 - كيفيت‌ به‌ معني‌ همخواني‌ با نيازها بوده‌ و پاسخ‌ به‌ نيازها و مشخصه‌هاي‌ طراحي‌ شده‌ ميباشد

2 - چيزي‌ به‌ نام‌ " مشكل‌ كيفيت‌ " وجود ندارد.

3 - چيزي‌ به‌ نام‌ "هزينه‌ كيفيت‌ " وجود ندارد. 

4 - تنها ملاك‌ اندازه‌ گيري‌ عملكرد، هزينه‌ كيفيت‌ است‌.

5 - تنها استاندارد عملكرد، نقص‌ صفر است‌.

  در نظر كرازبي‌ كوتاهي‌ در دسترسي‌ به‌ كيفيت‌ و ايجاد مشكل‌ ، به‌ خودي‌ خود پيش‌ نمي‌ آيد و به‌ عنوان‌عنـصري‌ مستقـل‌ در فراينـد مديريت‌ وجود ندارد ، لذا مشكل‌ از مديريت‌ نامناسب‌ زاده‌ مي‌ شود ، و مديريت‌مي‌بايستي‌ هدف‌ اصلي‌ خود را كيفيت‌  و ارائه‌ خدمت‌ بيشتر انتخاب‌ نمايد و نسبت‌ به‌ اصلاح‌ فرايند و رفع‌ موانع‌ ،اقدامات‌ اصلاحي‌ را انجام‌ دهد. بدين‌ ترتيب‌ مديران‌ رهبري‌ نهضت‌ كيفيت‌ گرائي‌ را به‌ عهده‌ مي‌ گيرند.

كرازبي‌ براي‌ دستيابي‌ به‌ كيفيت‌ اصول‌ چهارده‌گانه‌ خود را بشرح‌ ذيل‌ ارائه‌ ميكند:

1 - تعهد مديريت‌ : وظيفه‌ مديريت‌ مشخص‌ نمودن‌ وضعيت‌ خود در مورد كيفيت‌ است‌. بطوريكه‌ كيفيت‌ به‌عنوان‌ هدف‌ اصلي‌ و خط‌ مشي‌ سازماني‌ باشد.

2 - تيم‌ ارتقاي‌ كيفيت‌ : ايجاد گروههاي‌ ارتقاي‌ كيفيت‌ از بين‌ كاركنان‌ جهت‌ اجراي‌ برنامه‌ بهبود كيفيت‌

3 - سنجش‌ كيفيت‌ : بايستي‌ متناسب‌ با هر فعاليتي‌ ابزارها و روشهايي‌ جهت‌ سنجش‌ كيفيت‌ تدوين‌ و اندازه‌گيري‌ لازم‌ بعمل‌ آيد .

4 - هزينه‌ كيفيت‌ : هزينه‌ هاي‌ كيفيت‌ ، بايستي‌  براي‌ هر مورد مشخص‌ گردد تا زمينه‌ هايي‌  كه‌ ارتقاي‌ كيفيت‌سودآور است‌ مشخص‌ گردد.

5 - آگاهي‌ كاركنان‌ : افزايش‌ آگاهي‌ كاركنان‌ از طريق‌ تشكيل‌ جلسات‌ ، چاپ‌ و پخش‌ پوستر ، كتب‌ ، مجلات‌ ،فيلم‌ ، كتابچه‌ راهنما و ... صورت‌ پذيرد .

6 - اقدام‌ اصلاحي‌ : پس‌ از تعيين‌ مسائل‌ براي‌ حل‌ آنها بايد اقدام‌ كرد.

7 - برنامه‌ ريزي‌ براي‌ كار با نقص‌ صفر : در برنامه‌ هاي‌ استراتژي‌ شركت‌ كميته‌ ويژه‌ اي‌ با عنوان‌ كميته‌ فراورده ‌نقص‌ صفر تشكيل‌ و نسبت‌ به‌ تهيه‌ برنامه‌ متناسب‌ با مقتضيات‌ اقدام‌ نمايد.

 8- آموزش‌ كاركنان‌ :  تمامي‌ كاركنان‌ بويژه‌ سرپرستان‌ بايد در مورد گرايش‌ نوين‌ كيفيت‌ و درگير شدن‌ در فرايندها، آموزش‌ لازم‌ را ببيند.

9 - تعيين‌ روز نقص‌ صفر : تعيين‌ يك‌ روز به‌ منظور  نشان‌ دادن‌ نتايج‌ تغييرات‌  بوجود آمده‌ همراه‌ با برپائي‌جشن‌ بعنوان‌ نقص‌ صفر.

10 - تعيين‌ اهداف‌ مشخص‌ : تعيين‌ هدفهاي‌ مشخص‌ جهت‌ انجام‌ بهبود ، براي‌ مدت‌ زمان‌ 30 ، 0 و يا 90روزه‌ همراه‌ با ارائه‌  مكانيزمهاي‌ لازم‌ اجرايي‌ و انتشار آثار و نتايج‌ آن‌ بصورت‌ مكتوب‌ جهت‌ اطلاع‌ همگان‌.

11 - برطرف‌ كردن‌ علتهاي‌ ايجاد اشكال‌ : از طريق‌ تشويق‌ كاركنان‌ براي‌ طرح‌ مسائل‌ و ارائه‌ پيشنهادات‌ و برنامه‌ ها جهت‌ حل‌ مسائل‌ امكانپذير است‌ .

12 - قدرداني‌ و تشويق‌ : برقرار كردن‌ نظام‌ شناسايي‌ و پاداش‌ دهي‌ غير مادي‌ از كاركناني‌ كه‌ به‌ هدفهاي‌ تعيين‌شده‌ و بالاتر رسيده‌ اند.

13 - شوراي‌ كيفيت‌ : تشكيل‌ شوراي‌ كيفيت‌ از كارشناسان‌ ،  سرپرستان‌ تيمها جهت‌ برگزاري‌ نشستهاي‌منظم‌ به‌ منظور برنامه‌ ريزي‌ و هماهنگي‌

14 - تكرار موارد يك‌ تا سيزده‌ به‌ عنوان‌ فرايند دائمي‌ بهبود كيفيت‌

جوزف‌ جوران ‌: Joseph Juran


wikipedia

وي‌ در سال 1900 در كشور روماني‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود. پس‌ از پايان‌ تحصيلات‌ متوسطه‌ و عالي‌ در شركت‌ بل‌و سپس‌ وسترن‌ الكتريك‌ مشغول‌ بكار شد. در 1951 اولين‌ كتاب‌ خود را با عنوان‌ "راهنماي‌ جامع‌ كنترل‌ كيفيت‌"منتشر كرد كه‌ سبب‌ شهرت‌ جهاني‌ او شد . فصل‌ اول‌ اين‌ كتاب‌ اقتصاد كيفيت‌ و در برگيرنده‌ تشبيه‌ معروف‌ او ازهزينة‌ كيفيت‌ ، با تعبير طلا در معدن‌ است‌ .

جوران‌ نيز همانند دمينگ‌ با كارها و فعاليتهاي‌ دكتر شوارت‌ آشنا شد. وي‌ همچنين‌ استاد دانشگاههاي‌ نيويورك‌بود. در دهه 70 و بويژه‌ سال 1979 ، وي‌ در زمينه‌ فعاليتهاي‌ مربوط‌ به‌ كيفيت‌ به‌ انجام‌ مشاوره‌، برگزاري‌سمينارهاي‌ آموزشي‌ و تهيه‌ جزوات‌ و منابع‌ آموزشي‌ پرداخت‌. فعاليتهاي‌ مذكور در قالب‌ مؤسسه‌ كيفيت‌ جوران‌صورت‌ مي‌ گرفت‌ .وي‌ در سخنرانيهاي‌ خود بيشتر بر بهبود برنامه‌ ريزي‌ و اهداف‌ سازماني‌ تأكيد مي‌ كرد ،مباحث‌ براي‌ مديران‌ ژاپني‌ داراي‌ غناي‌ مديريتي‌ مطلوبي‌ بود . او بارها بر اين‌ نكته‌ تأكيد كرد كه‌ كنترل‌ كيفيت‌بايد جزء لايتجزاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ باشد .

در نظر جوران‌ كيفيت‌ با مفهوم‌ " مطابقت‌ با كاربرد " تفسير و تبيين‌ مي‌ شود. بدين‌ معني‌ كه‌ استفاده‌ كننده‌ از كالا يا خدمت‌ بايستي‌  بتواند نياز يا خواست‌ خود را از كالا يا خدمت‌ برآورد سازد .

جوران‌ معتقد است‌ كه‌ مديريت‌ مسئول 80 درصد مشكلات‌ كيفيت‌ بوده‌ و براي‌ همين‌ نقص‌ صفر را كافي‌ نمي‌داند و مي‌ گويد كه‌ اين‌ نظريه‌ بر اساس‌ اين‌ است‌ كه‌ مشكلات‌ از بي‌ احتياطي‌ كاركنان‌ و بي‌ انگيزگي‌ آنها ايجاد مي‌ گردد . وي‌ معتقد است‌ كه‌ آموزش‌ دراز مدت‌ و مستمر براي‌ ارتقاي‌ كيفيت‌ بايد از مديران‌ ارشد شروع‌ گردد وبر اين‌ باور است‌ كه‌ اين‌ امر مديران‌ را تحريك‌ مي‌ كند ، زيرا باور مديران‌ اين‌ است‌ كه‌ آنها نيازهاي‌ اجرايي‌ رامي‌ دانند و آموزش‌ را مختص‌ كاركنان‌ و ناظرين‌ و مهندسين‌ مي‌دانند . او كيفيت‌ را تصادفي‌ نمي‌ داند و معتقد است‌ كه‌ براي‌ كيفيت‌ بايد برنامه‌ ريزي‌ گردد دكتر جوران‌ انديشه‌ تثليث‌ كيفيت‌ را بنيان گذاري‌ كرد كه‌ عبارت‌ است‌ از برنامه‌ ريزي‌ كيفيت‌ ، بهبود كيفيت‌ و كنترل‌ كيفيت‌ . توجه‌ به‌ اين‌  سه‌ اصل‌ ، ايشان‌ را به‌ ارائه‌ نقشه‌ جاده‌ هاي‌ برنامه‌ ريزي‌ كيفيت‌ مي‌رساند .

شكل‌ 1 ـ مديريت‌ كيفيت‌ از ديدگاه‌ جوران‌

 كنترل‌ كيفيت

برنامه‌ ريزي‌ كيفيت‌

نوسان‌ خاص ‌(حل‌ مشكل‌)

منطقة‌ تازه‌ كنترل‌ كيفيت

ارتقاي كيفيت

ايشان‌ عناصر كليدي‌ برنامه‌ ريزي‌ كيفيت‌ را به‌ شرح‌ ذيل‌ بيان‌ نموده‌ است‌ .

برنامه‌ ريزي‌ كيفيت‌ :

1 - مشتريان‌ را مشخص‌ كنيد.

2 - نيازهاي‌ مشتريان‌ را مشخص‌ كنيد.

3 - نيازهاي‌ آنان‌ را به‌ زبان‌ قابل‌ فهمي‌ ترجمه‌ كنيد.

4 - محصولي‌ را طراحي‌ و توليد كنيد كه‌ پاسخ‌ گوي‌ اين‌ نيازها باشد.

5 - ويژگيهاي‌ محصول‌ را مشخص‌ تر كنيد تا نيازهاي‌ خود و مشتريان‌ را برآورده‌ سازد.

بهبود كيفيت‌ :

6 - فرايندي‌ را كه‌ بتواند محصول‌ مورد نظر را توليد كند ، طراحي‌ نماييد .

7 - فرايند را بهينه‌ كنيد.

كنترل‌ كيفيت‌ :

8 - اثبات‌ كنيد تحت‌ شرايط‌ عملياتي‌ ، فرايند قابليت‌ توليد محصول‌ دارد .

9 - فرايند را به‌ عمليات‌ تبديل‌ كنيد .

وي‌ بر اين‌ اعتقاد بود كه‌ در هر سازماني‌ بنا به‌ سلسله‌ مراتب‌ سازماني‌ سه‌ نوع‌ زبان‌  متفاوت‌ وجود دارد.

 1 - زبان‌ مختص‌ مديريت‌ ارشد ، كه‌ همه‌ چيز را از زاويه‌ مالي‌ بررسي‌ مي‌ كند.

(speaks dollars)

 2 - زبان‌ مختص‌ مديريت‌ مياني‌ ، كه‌ مسائل‌ را از ديدگاه‌ اجرائي‌ و مالي‌ بررسي‌ مي‌ كند.

(speaks things and dollars) 

 3 - زبان‌ مختص‌ مديريت‌ پائيني‌ ، كه‌ مسائل‌ را صرفا"  از ديد اجرائي‌ بررسي‌ مي‌ كند.

(speaks things)

 از آنجائيكه‌ در ديدگاه‌ وي‌ نيز كيفيت‌ گرائي‌ ، معيار دگرگون‌ سازي‌ رفتار مديران‌ بعنوان‌ سنگ‌ بناي‌ تغيير در لايه‌ هاي‌ سازمان‌ مي‌ باشد ، لذا با استفاده‌ از روشهاي‌ كنترل‌ فوق‌ و تجزيه‌ و تحليل‌ آنها مي‌ توان‌ زمينه‌ هاي‌نيازمند به‌ بهبود را شناسائي‌ و به‌ ايجاد تغيير و اصلاح‌ امور كمك‌ كرد. براي‌ انجام‌ اين‌ عمل‌ جوران‌ نمودار هزينه‌كيفيت‌ را پيشنهاد مي‌ كند كه‌ با زبان‌ پول‌ با مديران‌ سخن‌ مي‌ گويد.

 نمودار هزينه‌ كيفيت‌ جوران‌ نشان‌ مي‌ دهد كه‌ نه‌ تنها مديران‌ نسبت‌ به‌ هزينه‌ محصولات‌ خراب‌ آگاه‌مي‌گردند ، بلكه‌ هدفهاي‌ برنامه‌ كيفيت‌ را نيز تبيين‌ مي‌ كنند ، بدين‌ معني‌ كه‌ اقدامهاي‌ بهبود كيفيت‌ تا زماني‌ادامه‌ مي‌ يابد كه‌ بازگشت‌ مقرون‌ به‌ صرفه‌ وجود نداشته‌ باشد .

دكتر جوران‌ يك‌ رويكرد ده‌ ماده‌اي‌ به‌ كيفيت‌ دارد :

1 - ايجاد آگاهي‌ نسبت‌ به‌ ضرورت‌ بهبود و فرصت‌ لازم‌ جهت‌ تحقق‌ آن‌

2 - تعيين‌ و تعريف‌ اهداف‌

3 - ضرورت‌ انجام‌ سازماندهي‌ براي‌ دستيابي‌ به‌ اهداف‌ با

   ` تشكيل‌ شورا

   ` طرح‌ مشكلات‌

   ` تعريف‌ طرحهاي‌ بهبود

   ` تعيين‌ تيم‌ هاي‌ بهبود

   ` تعيين‌ اعضاي‌ تيمها و تعريف‌ وظايف‌

4 - فراهم‌ كردن‌ امكانات‌  آموزش‌

5 - اجراي‌ طرحهاي‌ حل‌ مشكل‌

 6- گزارش‌ پيشرفت‌ كار

7 - قدرداني‌ از مجريان‌ طرحهاي‌ حل‌ مشكل‌

8 - اعلام‌ نتايج‌ به‌ همگان‌

9 - نگهداري‌ كارنامه‌ نتايج‌

10 ـ تلقي‌ برنامه‌ به‌ عنوان‌ بخشي‌ از نظام‌ عادي‌ و فرايند كاري‌ سالانه‌

جوران‌ اين‌ واقعيت‌ را دريافت‌ كه‌ حركت‌ گسترده‌ به‌ سوي‌ كسب‌ آگاهي‌ در رابطه‌ با كيفيت ،که به بحران کیفی دهه 80 منجر شد، ناشی از شکست در تغییر رفتار سازمانی به سمت‌ كيفيت‌ بوده‌ است‌ . يعني‌ با آن‌ كه‌ آگاهي‌نسبت‌ به‌ كيفيت‌ بروز كرد ، ولي‌ كمتر به انجام‌ دادن‌ درست‌ كارها از اول‌ منتهي‌ شد . دكتر جوران‌ اين‌ شكست‌ را ناشي‌ از مبارزه‌‌ اي‌ فاقد برنامه‌ ريزي‌ و محتوا مي‌ داند . به‌ گفتة‌ او " دستورالعمل‌ اقدام‌ بايد داراي‌ 90درصد محتوا و اساس‌ ، و 10 درصد پند و اندرز باشد نه‌ بر عكس‌ ". قاعده‌ بندي‌ او براي‌ نيل به‌ اهداف‌ ، در يك‌ مبارزه‌ كيفي‌عبارت‌ است‌ از :

1 - اهداف‌ را از قبل‌ مشخص‌ كنيد

2 - براي‌ رسيدن‌ به‌ اهداف‌ برنامه‌ ريزي‌ كنيد

3 - براي‌ نيل‌ به‌ اهداف‌ ، مسئوليت‌ ها را به‌ روشني‌ تفويض‌ كنيد

4 - بر اساس‌ نتايج‌ حاصله‌ ، پاداش‌ بدهيد .

ويليام‌ ادواردز دمينگ‌: W. Edwards Deming

wikipedia

دكتر دمينگ‌ نخستين‌ آغازگر جدي‌ و نظريه‌ پرداز مديريت‌ نوين‌ جهان‌ بر اساس‌ مشاركت‌ تمامي‌ كاركنان‌ ،مديران‌ و مشتريان‌ يك‌ سازمان‌ است‌ كه‌ با مكتب‌ جديد خود تحولي‌ شگرف‌ پديد آورده‌ است‌ . مشاركت‌ وهمكاري‌ وي‌ با مديران‌ ژاپني‌ در توفيق‌ آنها براي‌ توليد يك‌ كيفيت‌ غبطه‌آور ، مورد تأييد و قبول‌ صاحبنظران‌جهان‌ پيشرفته‌ امروز است‌ . وي‌ متولد سال 1900 در منطقه‌ " آيووا " آمريكا است‌. داراي‌ مدرك‌ دكترا (PHD) دررشته‌ فيزيك‌ و رياضي‌ از دانشگاه‌ ييل‌ بوده‌ و در امور كشاورزي‌ ايالات‌ متحده‌ بعنوان‌ فيزيكدان‌ و رياضيدان‌مشغول‌ فعاليت‌ شده‌ بود. دمينگ‌ تحت‌ نظر آمارشناس‌ برجستة‌ وقت‌ ، فيشر2 ، در لندن‌ مطالعه‌ نموده‌ وهمچنين‌ تحـت‌ تأثيـر كارهاي‌ والتـر شـوارت‌ ، مبتـكر كنترل‌ آماري‌ فرايند در زمينه‌ بكارگيري‌ نمونه‌گيري‌ وآمار قرار گرفت‌. سپس‌ بعنوان‌ استاد دانشگاه‌  و متخصص‌ آمار مشغول‌ به‌ كار شد . وي‌ با انتشار مقاله‌ " تئوري‌آماري‌ خطاها " تلاشهاي‌ خود را در زمينه‌ " كيفيت‌ و فرايندهاي‌ كنترل‌ " به‌ جهان‌ شناساند. دكتر دمينگ‌ در اين‌مقاله‌ عنوان‌ داشت‌ " كيفيت‌ مربوط‌ به‌ ميزان‌ يكنواختي‌ كالاها و خدمات‌ است‌ و وجـود نوسانات‌ و انحراف‌ ازمشخصه‌هاي‌ تعيين‌ شده‌ منجر به‌ كاهش‌ كيفيت‌ مي‌ گردد. دمينگ‌ در 20 دسامبر سال 1993 چشم‌ از جهان‌فرو بست‌.بعد از جنگ‌ جهاني‌ دوم‌ وي‌ با سمت‌ مشاور آمار به‌ ژاپن‌ سفر كرد و در آنجا با بعضي‌ از اعضاي‌ اتحاديه مهندسان‌ و دانشمندان‌ ژاپن‌ ملاقات‌ كرد .

براساس‌ نظر دمينگ‌ ، از طريق‌ نمودارهاي‌ كنترل‌ فرايند مي‌ توان‌ به‌ ميزان‌ كيفيت‌ كالاها و خدمات‌ دست‌ يافت‌. از اين‌ ديدگاه‌ علت‌ انحراف‌ از كيفيت‌ به‌ دو دسته‌ طبقه‌بندي‌ مي‌ گردد:

 1 - مشكلات‌ يا دلائل‌ عام‌ كه‌ ناشي‌ ازمسئوليتهاي‌ مديريت‌ است‌ و به‌ هماهنگيهاي‌ كل‌ عوامل‌ درون‌ سازماني‌ بستگي‌ دارد.
 2 - مشكلات‌ يادلائل‌خاص‌ كه‌ ناشي‌ از كاركرد يك‌ دستگاه‌ ، يك‌ قسمت‌ ، يك‌ كارگر يا يك‌ روش‌ است‌.

با شناخت‌ نوع‌ مشكل‌ از طريق‌ بكارگيري‌ سنجش‌ فراورده‌ ها و خدمات‌ ارائه‌ شده‌ و تعيين‌ حد كيفيت‌ آنها
مي‌توان‌ نسبت‌ به‌ تغيير نتايج‌ و حذف‌ مشكل‌ و تغيير روند موجود اميدوار بود.از اين‌ منظر ريشه‌ همه‌ مشكلات‌در مشكل‌ نوع‌ اول‌ خلاصه‌ مي‌ شود و مشكلات‌ خاص‌ خود زائيده‌ مشكل‌ عام‌ ( مديريتي‌ ) مي‌ باشد. به‌ عبارتي‌از نظر دمينگ‌ كيفيت‌ را نبايد  در سالنهاي‌ خط‌ توليد جستجو كرد، بلكه‌ بهبود كيفيت‌ ، كار مديران‌ و بويژه‌مديران‌ ارشد است‌ . علاوه‌ بر مشكل‌ درون‌ سازماني‌ ، دمينگ‌ از مشكل‌ برون‌ سازماني‌ يا خارج‌ از نظام‌ نيز يادمي‌ كند. اين‌ مشكل‌ زماني‌ بروز مي‌ كند كه‌ توليد كننده‌ يا ارائه‌ كننده‌ خدمت‌ بدون‌ توجه‌ به‌ نيازهاي‌ مشتريان‌  ومخاطبان‌ فعاليت‌ مي‌ نمايد .
منافع‌ بالقوه‌ ناشي‌ از كاربرد اصول‌ كنترل‌ آماري‌ كيفيت‌ ( كه‌ وي‌ بطور ساده‌ آن‌ را دانش‌ علل‌ مشترك‌ و علل‌ ويژه‌تعريف‌ كرده‌ ) هر چند ممكن‌ است‌ در شكل‌ اعداد و ارقام‌ قابل‌ توجه‌ و بزرگ‌ باشد ، ولي‌ فقط‌ قسمت‌ بيروني‌ كوه‌يخ‌ را نشان‌ مي‌ دهد و قسمت‌ عمده‌ كه‌ زير آب‌ است‌ ، مربوط‌ به‌ چيزهاي‌ ديگر مي‌ شود . وي‌ تخمين‌ زد كه‌ فقط‌3 درصد از پيشرفتهاي‌ حاصل‌ ، از اين‌ منابع‌ ناشي‌ مي‌ شود و 97 درصد بقيه‌ منافع‌ از كاربرد همان‌ نظريه‌ ها وخلاصه‌ مقالات‌ اولين‌ همايش‌ ارتقاي‌ مستمر كيفيت‌ در خدمات‌ بهداشتي‌ درماني‌-تبريز8 دانش‌ ها براي‌ كل‌ سازمان‌ ، به‌ خصوص‌ از طريق‌ مديريت‌ بر افراد حاصل‌ مي‌ گردد .

دمينگ‌ در ژوئن 1950 دوباره‌ به‌ ژاپن‌ بازگشت‌ ، اما وي‌ ديگر فقط‌ آمار درس‌ نمي‌ داد بلكه‌ آن‌ طور كه‌ ازيادداشت‌ هاي‌ او مشخص‌ است‌ ، بيشتر اوقات‌ ، كار آموزش‌ كنترل‌ كيفيت‌ را به‌ معاونان‌ خود مي‌ سپرد و خود به‌آموزش‌ مفاهيم‌ مهمي‌ مي‌ پرداخت‌ كه‌ از آن‌ با نام‌ نظريه‌ سيستم‌ و همكاري‌ ياد كرده‌ است‌ . دمينگ‌ در يكي‌ ازسخنرانيهاي‌ خوداظهار داشت‌ : نمودارهاي‌ كنترل‌ جايگزين‌ مغز نمي‌ شوند . در نتيجه‌ برخي‌ از افراد ، آنچه‌ را اودر ژاپن‌ آموزش‌ داد ، همان‌ چيزي‌ مي‌ دانند كه‌ امروزه‌ TQM ناميده‌ مي‌ شود .
دكتر دمينگ‌ ژاپني‌ ها را تشويق‌ كرد با نگرشي‌ سيستماتيك‌ به‌ حل‌ مسائل‌ بپردازند .

نحوه این نگرش بعدها چرخه
PCDA دمینگ شهرت یافت.اما او به احترام استاد خود
دكتر والتر شوارت‌ ، آن‌ را چرخة‌ شوارت‌ ناميد .بعدها نيز واژة‌ check ( بررسي‌ ) را با study( مطالعه‌ )عوض‌ كرد كه‌ معني‌ جامعتر و دقيق‌تري‌ داشت‌ . با اين تعدیل چرخه دمينگ‌ به‌ چرخه‌ PDSA مشهور شد .

وي‌ معتقد است‌ كه‌ بايد
TQM
را در كل‌ سازمان‌ اجرا كرد . دكتر دمينگ‌ برآوردن‌ خواسته‌ هاي‌ مشتريان‌ و فراتراز آن‌ را ، وظيفة‌ هر يك‌ از افراد سازمان‌ مي‌ داند . او اظهار مي‌ دارد " چگونه‌ ممكن‌ است‌ يك‌ فروشنده‌ بتواندنيازهاي‌ مشتري‌ خود را درك‌ كند ، غير از آنكه‌ فروشنده‌ و مشتري‌ با هم‌ و بصورت‌ شريك‌ كار كنند و منافع‌ شان‌همسو باشد . براي‌ دستيابي‌ به‌ چنين‌ امري‌ زمان‌ لازم‌ است‌ ."
طرز تفكر دمينگ‌ را در اواخر دهه 80 مي‌ توان‌ مديريت‌ به‌ شيوة‌ همكاري‌ مثبت‌ ناميد ، او از شرايط‌ جديدي‌(فرهنگ‌ سازماني‌ ) صحبت‌ مي‌ كند كه‌ داراي‌ سه‌ ويژگي‌ زير است‌ :

  لذت‌ در كار

  ابتكار

  همكاري‌

دمينگ‌ شرايط‌ جديد برنده‌ - برنده‌ را به‌ جاي‌ من‌ برنده‌ - تو بازنده‌ كه‌ در رقابت‌ معمول‌ است‌ ، عنوان‌ كرد .ضرورت‌ همياري‌ و همكاري‌ بعنوان‌ جزء جدايي‌ ناپذير مديريت‌ يكي‌ از پيامهاي‌ اصلي‌ دمينگ‌ به‌ موسسات‌ وبطور كلي‌ به‌ جامعه‌ است‌ ، و معتقد است‌ كه‌ با همكاري‌ و همياري‌ ، همگان‌ برنده‌ مي‌ شوند ، همه‌ كارمندان‌ ،همه‌ مشتريان‌ و همه‌ مديران‌ .وي‌ چنين‌ سيستمي‌ را برنده‌ - برنده‌ مي‌نامد .

دكتر دمينگ‌ در سال 1993 ، پيش‌ از فوت‌ ، تجارب 70 ساله‌ خود را خلاصه‌ كرد و آن‌ را سيستم‌ دانش‌ ژرف‌ناميد . سيستم‌ دانش‌ ژرف‌ چهار بعد مرتبط‌ به‌ هم‌ به‌ شرح‌ زير است‌ :

1 - توجه‌ به‌ سيستم‌

شكي‌ نيست‌ كه‌ بهينه‌ سازي‌ يك‌ زير سيستم‌ ، ساده‌ تر از بهينه‌ سازي‌ يك‌ سيستم‌ جامع‌ است‌ . اما اين‌ كار ،گران‌ تمام‌ شده‌ و با آن‌ كه‌ به‌ نظر مي‌ رسد بهبود حاصل‌ مي‌ شود ، در واقع‌ موانعي‌ ايجاد مي‌ كند كه‌ سد راه‌پيشرفت‌ اصيل‌ خواهد شد . به‌ علاوه‌ بهينه‌ سازي‌ در يك‌ قسمت‌ به‌ ساير قسمت‌ ها آسيب‌ مي‌ رساند و در كل‌اين‌ تغيير موجب‌ آسيب‌ رساني‌ بيشتري‌ به‌ سيستم‌ مي‌ شود .

مثال‌ هايي‌ از نوع‌ بهينه‌ سازي‌ جزئي‌ عبارت‌ است‌ از : سيستم‌ مخرب‌ نمره‌ دهي‌ از دبستان‌ تا دبيرستان‌ و ادامه‌آن‌ تا دانشگاه‌ ، ستاره‌ هاي‌ طلايي‌ و جوايز در مدرسه‌ ، اثر مخرب‌ سيستم‌ نخبگان‌ ، پرداخت‌ هاي‌ تشويقي‌ ،مديريت‌ از طريق‌ نتايج‌ ، مديريت‌ با اعمال‌ نتايج‌ و برقراري‌ سيستم‌ هاي‌ كمي‌ براي‌ پيشبرد كار .

اغلب‌ يك‌ شركت‌ سعي‌ دارد سهم‌ بيشتري‌ از رقيب‌ خود بدست‌ بياورد و به‌ عبارت‌ ديگر ، صاحب‌ تكة‌ بزرگ‌ تري‌از يك‌ كيك‌ شود . چنانچه‌ اين‌ مورد تنها هدف‌ يا هدف‌ اصلي‌ باشد ، نتيجة‌ نهايي‌ زيان‌ بار است‌ . هدف‌ اصلي‌بايد پختن‌ كيك‌ بزرگ‌ تري‌ باشد تا هم‌ سهم‌ بيشتري‌ نصيب‌ شركت‌ و هم‌ قسمت‌ بزرگي‌ سهم‌ رقيب‌ بشود . درآن‌ صورت‌ ، همه‌ احساس‌ برنده‌ بودن‌ مي‌ كنند .

2 - اطلاع‌ از دانش‌ و نظريه‌ هاي‌ آماري‌

اين‌ موضوع‌ ، مواردي‌ نظير : اطلاع‌ از تغييرات‌ ، قابليت‌ فرايند ، نمودارهاي‌ كنترل‌ ، تعاملات‌ و توابع‌ خسارت‌ راشامل‌ مي‌ شود . بايد اين‌ موارد را فهميد تا بتوان‌ رهبري‌ مؤثر را اعمال‌ كرد .
اولا" دو نوع‌ علت‌ براي‌ تغييرات‌ وجود دارد : علل‌ ويژه‌ و مشترك‌ . علل‌ ويژة‌ تغييرات‌ در يك‌ فرايند ، محصول‌ ياخدمت‌ آنهايي‌ هستند كه‌ از عملكرد بقيه‌ به‌ طور دايم‌ جلوگيري‌ مي‌ كنند . اين‌ علل‌ ويژه‌ ، از قبيل‌ : تغيير كاربرتغيير نوبت‌ كار يا دستورالعمل‌ هاي‌ كاري‌ ، اغلب‌ به‌ سادگي‌ وارد عمل‌ مي‌ شوند ، اما مي‌ توان‌ آنها را به‌ آساني‌ ازطريق‌ خود كاربر از بين‌ برد . از طرف‌ ديگر علل‌ مشترك‌ آن‌ هايي‌ هستند كه‌ پس‌ از محو شدن‌ علل‌ ويژه‌ بروزمي‌ كنند و به‌ طراحي‌ يا فرايند عمليات‌ يا سيستم‌ مربوط‌ مي‌ گردند مثل‌ : طراحي‌ ضعيف‌ ، تجهيزات‌ ناكافي‌ ونارسايي‌ روش‌ هاي‌ اجرايي‌ ، ممكن‌ است‌ اين‌ علل‌ را كارگران‌ تشخيص‌ دهند ، ولي‌ فقط‌ مديريت‌ مي‌ تواند آنهارا از بين‌ ببرد .

 دمينگ‌ معتقد بود ، مديراني‌ كه‌ از درك‌ اين‌ تغييرات‌ عاجز باشند و دو نوع‌ تغيير ياد شده‌ را با هم اشتباه کنند، سبب بدتر شدن اوضاع می شوند، به علاوه بر آورد او نشان می دهد که مدیریت مسئول 98 درصد بهبودهای بالقوه است و بیشتر خسارات، اغلب مجهولات شناسایی نشده ای هستند که حتی مورد شک و ضن قرار نگرفته اند

3 - نظريه‌ دانش‌

كسب‌ دانش‌ نمي‌تواند از بكارگيري‌ آن‌ جدا باشد ، بنابر اين‌ دكتر دمينگ‌ يادگيري‌ توأم‌ با عمل‌ را توصيه‌مي‌نمايد و معتقد است‌ كه‌ پياده‌ نمودن‌ روشهاي‌ ارتقا منجر به‌ يادگيري‌ خواهد شد و پرداختن‌ به‌ ارتقاي‌فرايندها ، زمينه‌ يادگيري‌ مداوم‌ ، بروز خلاقيتها و ايده‌هاي‌ نو را فراهم‌ مي‌كند .

4 - دانش‌ روان‌ شناسي‌

درك‌ روابط‌ متقابل‌ انسان‌ يك‌ امر ضروري‌ است‌ ، بطوريكه‌ رهبران‌ مي‌ بايستي‌ از تفاوت‌ هاي‌ فردي‌ براي‌ بهينه‌سازي‌ استفاده‌ كنند زيرا افراد براي‌ احراز موفقيت‌ در زمينه‌ هاي‌ گوناگون‌ ، داراي‌ انگيزه‌ هاي‌ ذاتي‌ هستند اماممكن‌ است‌ انگيزه‌ هاي‌ عارضي‌ از قبيل‌ پرداخت‌ هاي‌ اضافي‌ و رتبه‌ بندي‌ عملكرد ، انگيزه‌ هاي‌ ذاتي‌ آن‌ ها راتضعيف‌ كند و يا از بين‌ ببرد . اين‌ قبيل‌ اعمال‌ ، حلاوت‌ محيط‌ كار و آموزش‌ را از بين‌ مي‌ برد بنابر اين‌ بايدانگيزه‌ هاي‌ ذاتي‌ را در مردم‌ براي‌ نوآوري‌ ، لذت‌ بردن‌ از كار و آموزش‌ تقويت‌ نمود .

دمينگ‌ مديريت‌ كيفيت‌ و بهبود را در مسئوليت‌ همه‌ كاركنان‌ مي‌ داند . مديريت‌ ارشد بايستي‌ فلسفه‌ جديدكيفيت‌ را پذيرفته‌ ، حركتهاي‌ بسوي‌ ارتقا را رهبري‌ نموده‌ و در تمام‌ مراحل‌ عمليات‌ بطور مستقيم‌ درگير باشد .دمينگ‌ انتظار دارد كه‌ مديران‌ ، تغيير يافته‌ ، با كاركنان‌ سطوح‌ عملياتي‌ مشاركت‌ داشته‌ و كيفيت‌ را بدون‌اندازه‌گيري‌ هزينه‌هاي‌ كيفيت‌ ، با سنجش‌ آماري‌ مديريت‌ نمايند . دمينگ‌ هزينه‌ بزرگ‌ كيفيت‌ را تحويل‌محصولات‌ معيوب‌ به‌ مشتريها دانسته‌ و معتقد است‌ كه‌ قابل‌ اندازه‌ گيري‌ نيست‌ .

دكتر دمينگ‌ كل‌ فرايند را بصورت‌ عملياتي‌ يكپار چه‌ توصيف‌ نموده‌ و اعتقاد دارد كه‌ از درون‌ دادها تا استفاده‌واقعي‌ از محصول‌ نهايي‌ همه‌ يك‌ فرايند محسوب‌ مي‌ شوند ، اگر در آغاز كار مشكلي‌ وجود داشته‌ باشد كل‌فرايند و محصول‌ نهايي‌ از آن‌ متأثر مي‌ گردد ، بين‌ سازمان‌ و مشتري‌ ، بين‌ سازمان‌ و تدارك‌ كننده‌ ، بين‌سازمان‌ و كاركنان‌ سدي‌ وجود ندارد ، فرايند داراي‌ وحدت‌ است‌ و هر چه‌ هماهنگي‌ بيشتر باشد ، نتايج‌ بهتري‌بدست‌ مي‌ آيند .

درك‌ فلسفة‌ مديريت‌ دمينگ‌ نيازمند درك‌ چهار قاعده‌ كلي‌ است‌ :

1 - كيفيت‌ و هزينه‌ ضد هم‌ يا جايگزين‌ هم‌ نيستند كه‌ بهبود يكي‌ به‌ بهاي‌ از دست‌ رفتن‌ ديگري‌ باشد ، برعكس‌ ، دايما" مي‌ توان‌ هر دو را بهبود بخشيد .

2 - معني‌ واقعي‌ كيفيت‌ متناوب‌ از نظريات‌ رايجي‌ است‌ كه‌ كاربرد مواد اوليه‌ كمياب‌ و طرحهاي‌ مصون‌ از خرابي‌را به‌ اشتباه‌ كيفيت‌ مي‌ دانند . از ديدگاه‌ دمينگ‌ ، كيفيت‌ را از نقطه‌ نظر مشتري‌ بهتر مي‌ توان‌ درك‌ كرد ، و عنصرمهم‌ كيفيت‌ ، همساني‌ بهبود يافته‌ است‌ .

3 - نوسان‌ پديده‌ اي‌ است‌ كه‌ بطور طبيعي‌ ايجاد ميشود ولي‌ يك‌ استثناء يا اشتباه‌ نيست‌ . بسته‌ به‌ اينكه‌ ما بايك‌ سيستم‌ با ثبات‌ يا بي‌ ثبات‌ روبرو هستيم‌ ، بايد با نوسان‌ برخورد متفاوتي‌ داشته‌ باشيم‌ . سيستم‌ باثبات‌ هم‌موفقيت‌ و هم‌ شكست‌ توليد مي‌ كند . كاهش‌ تعداد محصولات‌ معيوب‌ در سيستم‌ باثبات‌ فقط‌ با كاركردن‌ روي‌سيستم‌ قابل‌ دستيابي‌ است‌ .

4 - همياري‌ ، امري‌ اساسي‌ است‌ كه‌ به‌ بهبود مي‌ انجامد .

بررسيهاي‌ دمينگ‌ نشان‌ مي‌ دهد ، هفت‌ بيماري‌ مرگبار مديريت‌ ، كه‌ پايداري‌ ، استمرار و كيفيت‌محصولات‌ و خدمات‌ مؤسسات‌ را تهديد مي‌ كند، عبارتند از :

1 - فقدان‌ يك‌ عزم‌ ، اراده‌ و هدف‌ دائمي‌ و مستمر

2 - توجه‌ و تأكيد خاص‌ براي‌ تحقق‌ سودهاي‌ سريع‌ و كوتاه‌ مدت‌

3 - ارزشيابي‌ و طبقه‌ بندي‌ مشاغل‌ ، ارزيابي‌ ساليانه‌ كاركنان‌ ، بررسي‌ شايستگي‌ ها

4 - جابجايي‌ مديران‌ و عدم‌ ثبات‌ شغلي

5 - مديريت‌ بر اساس‌ ارقام‌ قابل‌ رؤيت‌ و تشخيص‌ بدون‌ توجه‌ به‌ اقلامي‌ كه‌ قابل‌ رؤيت‌ نيستند و يا نمي‌ توان‌آن‌ها را تشخيص‌ داد .

6 - هزينه‌ هاي‌ گزاف‌ درماني‌ و بهداشتي‌

7 - هزينه‌ هاي‌ اضافي‌ بابت‌ تعهدات‌ احتمالي‌(ضمانت‌)

ايشان‌ علاوه‌ بر اين‌ بيماريهاي‌ مرگبار ، از موانع‌ سر راه‌ مديريت‌ ها به‌ شرح‌ ذيل‌ ياد مي‌ كند :

   * به‌ اميد معجزه‌ نشستن‌

   * جستجو براي‌ الگوها

   * متفاوت‌ دانستن‌ مشكلات‌ سازمان‌ خود

به‌ منظور برخورد مناسب‌ با موضوع‌ ، دفع‌ بيماري‌ ، ارتقا و بهبود كيفيت‌ ، دمينگ‌ سه‌ كليد ارتقاي‌ كيفيت‌ ، سه‌نوع‌ اساسي‌ كيفيت‌ و چهارده‌ اصل‌ را بعنوان‌ داروي‌ شفابخش‌ مطرح‌ مي‌ نمايد.

سه‌ كليد ارتقاي‌ كيفيت‌ عبارت‌ است‌ از :

1 - استفاده‌ از روشهاي‌  آماري‌ در كنترل‌ فرايندها

2 - قبول‌ اينكه‌ ارتقاي‌ كيفيت‌ يك‌ مسئوليت‌ همگاني‌ بوده‌ و از مديريت‌ ارشد شروع‌ و تا پائين‌ ترين‌ سلسله‌مراتب‌ ادامه‌ دارد.

3 - هر كار ، جزئي‌ از يك‌ سيستم‌ بوده‌ و بصورت‌ اندام‌وار فعال‌ است‌ .

سه‌ نوع‌ كيفيت‌ عبارت‌ است‌ از :

1 - كيفيت‌ طراحي

2 - كيفيت‌ انطباق

3 - كيفيت‌ عملكرد

رهيافت‌  سيستماتيك‌ و منظم‌ چنين‌ تفكري‌ نسبت‌ به‌ مسائل‌ كيفيت‌ ، دستور خلاصه‌ ذيل‌ را پيش‌ پاي‌قرار مي‌ دهد:

                  برنامه‌ ريزي‌ کنید

                  اقدام‌ كنيد

                   پياده‌ كنيد

                  ارزيابي‌ كنيد 

اصول‌ چهارده‌گانه‌ دمينگ‌

1 - ايجاد يك‌ عزم‌ و اراده‌ مستمر براي‌ بهبود مداوم‌ توليد و خدمات‌

2 - پذيرش‌ و بكارگيري‌ فلسفه‌ جديد توسط‌ مديران‌ ارشد و كاركنان‌

3 - خاتمه‌ دادن‌ به‌ بازرسي‌ محصول‌ و جايگزين‌ كردن‌ ايجاد كيفيت‌ در فرايند

4 - خريد اقلام‌ و مواد اوليه‌ از يك‌ منبع‌ بدون‌ توجه‌ به‌ اصل‌ " صرفاً قيمت‌ پائين‌ ".

5 - توجه‌  به‌ بهبود و بهينه‌ سازي‌ مستمر فرايندها به‌ منظور كاهش‌ مستمر ضايعات‌

 6- برقراري‌ آموزش‌هاي‌ شغلي‌ براي‌ مديران‌ و كاركنان‌

7 - برقراري‌ روش‌ نوين‌ رهبري‌ " بجاي‌ تشخيص‌ مقصر كيست‌ ، به‌ موضوع‌ مشكل‌ در چيست‌ ، توجه‌ كنيد".

8 - از بين‌ بردن‌ ترس‌ در سازمان‌

9 - از بين‌ بردن‌ فاصله‌ و سدهاي‌ موجود ميان‌ واحدهاي‌ مختلف‌

10 - خودداري‌ از شعار دادن‌ ، موعظه‌ كردن‌ و هدف‌ گذاري‌ براي‌ كاركنان‌

11 - حذف‌ اهداف‌ كمي‌ براي‌ كاركنان‌ و مديران‌

12 - از ميان‌ برداشتن‌ سدهايي‌ كه‌ مانع‌ حس‌ افتخار كاركنان‌ از كارشان‌ ميگردد .

13 - تشويق‌ و ترغيب‌ كاركنان‌ براي‌ ارتقاي‌ فرهنگ‌ و دانش‌ خود و ترويج‌ فرهنگ‌ خودآموزي‌ و خودبهسازي‌

14 - تعهد مديريت‌ را بايد به‌ كيفيت‌ و بهره‌وري‌ و اصول‌ فوق‌ آشكار سازيد و همگان‌ را براي‌ تغيير و تحول‌بسيج‌ كنيد.

در 1980 از شبكه‌ هاي‌ تلويزيوني‌ آمريكا برنامه‌ اي‌ بنام‌ دستورهاي‌ دكترها پخش‌ شد . در اين‌ برنامه‌ ، از دكتردمينگ‌ سئوال‌ شد كه‌ " چرا ژاپني‌ ها به‌ توصيه‌ هاي‌ او گوش‌ دادند در حالي‌ كه‌ آمريكاييها 30 سال‌ تمام‌ او را فراموش‌ كردند ؟". دمينگ‌ پاسخ‌ داد : "مهم‌ نيست‌ كه‌ يك‌ مدير ژاپني‌ چه‌ قدر پير يا چه‌ قدر موفق‌ است‌ مهم‌اين‌ است‌ كه‌ او مشتاق‌ يادگيري‌ است‌ و احساس‌ مي‌ كند كه‌ مي‌ تواند به‌ سبب‌ اين‌ آموزش‌ ها به‌ بهترين‌ نحوكارهايش‌ را پيش‌ ببرد." دمينگ‌ بر زنده‌ كردن‌ شعار آموزش‌ تا ابد تأكيد و پافشاري‌ دارد . وي‌ در اين‌ باره‌ مي‌گويد لازم‌ نيست‌ به‌ بچه‌ ها پولي‌ بدهيم‌ يا آنان‌ را بترسانيم‌ تا زبان‌ مادري‌ خود را ياد بگيرند يا جهان‌ اطراف‌ خودرا بشناسند . دكتر هنري‌ آر ، بنيان‌ گذار جامعة‌ دمينگ‌ بريتانيا در اولين‌ يادوارة‌ دمينگ‌ در بريتانيا ، تحت‌ عنوان‌انسان‌ و پيامش‌ اظهار داشت‌ :"آخرين‌ جمع‌ بندي‌ من‌ اين‌ است‌ كه‌ او به‌ رغم‌ نبوغ‌ ، دانش‌ ، فهم‌ و تجربه‌همچنان‌ با كمال‌ تواضع‌ مشتاق‌ يادگيري‌ از هر منبع‌ و مأخذي‌ بود ، پس‌ چرا ما به‌ هر بهانه‌ از يادگيري‌ بازمي‌مانيم‌ ؟"

دمينگ‌ پيروزي‌ و بقا را از آن‌ شايستگان‌ مي‌ داند و اظهار مي‌ دارد مؤسساتي‌ كه‌ اراده‌ راسخ‌ و مستمري‌ براي‌بهبود و بهسازي‌ هميشگي‌ كيفيت‌ ، بهره‌ وري‌ و خدمات‌ داشته‌ و با اطلاعات‌ كامل‌ و پشتكار مداوم‌ فعاليت‌نمايند ، شانس‌ بيشتري‌ براي‌ باقي‌ ماندن‌ خواهند داشت‌ .

دمينگ‌ توصيه‌ مي‌ كند كه‌ از شعار دادن‌ ، موعظه‌ كردن‌ و هدف‌ گذاري‌ براي‌ كاركنان‌ پرهيز نمايند و معتقد است‌كه‌ اغلب‌ پوسترها مخاطبين‌ را اشتباه‌ گرفته‌ و مشكلات‌ را به‌ كاركنان‌ نسبت‌ مي‌ دهند ، در حاليكه‌ ناشي‌ ازسيستم‌ هستند . پوسترهايي‌ كه‌ به‌ كاركنان‌ آگاهي‌ و اطلاعاتي‌ در زمينه‌ كار و فعاليت‌ و عملكرد مديريت‌ ارايه‌مي‌دهند و در مورد آموزشهاي‌ اجرا شده‌ سخن‌ گفته‌ و از اطلاعات‌ آماري‌ براي‌ تهيه‌ آنها كمك‌ گرفته‌ شده‌ و يا درمورد سرپرستي‌ و رهبري‌ هوشمندانه‌ به‌ جاي‌ سخت‌ تر كار كردن‌ تبليغ‌ مي‌شود ، باعث‌ بالا رفتن‌ روحيه‌ و درك‌مديريت‌ و عملكرد آن‌ توسط‌ كاركنان‌ مي‌گردد.

آقاي‌ دمينگ‌ عوامل‌ زير را از موانع‌ احساس‌ غرور ، استادكاري‌ و لذت‌ از كار مي‌ داند.

 - فقدان‌ جهت‌

 - تصميمات‌ دلبخواه‌ كارفرما

 - نبود اهداف‌ و مقاصد روشن‌

 - وجود اهداف‌ متفاوت‌ زماني‌

 - مديريت‌ گروهي‌ زياده‌ از حد

 - اهداف‌ و مقاصد غير واقع‌ بينانه‌

 - ترس‌

 - مشخصه‌ ها

 - آموزش‌ ضعيف‌

 - نبود منابع‌

 - نبود ارتباطات‌ ( جريان‌ ناكافي‌ اطلاعات‌ ، پسخوراند ناكافي‌ ، نداشتن‌ اختيار و ... )