۷۰ سال بعد از شروع این حرکت در انگلستان، موضوع اهمیت کنترل کیفیت کالاهای تولیدی در سال ۱۹۲۰ میلادی توسط شخصی به نام دکتر «والترشوارت» محقق و بنیان‌گذار آزمایشگاه بل در آمریکا به طوری جدی آغاز شد، دکتر شوارت همان کسی است که می‌گویند چارت‌های مربوط به کنترل کیفیت را نیز اختراع کرد.

براساس نظریات او «کنترل» نباید روی محصول ساخته شده انجام گیرد، بلکه «کنترل واقعی کیفیت» آن است که هنگام طی شدن فرآیند تولید انجام شود. برخی دیگر نیز اواسط قرن هجدهم را آغاز حرکت کنترل کیفیت کالا در غرب برشمرده‌اند، در این زمان بود که ماشین‌های تولیدی یکی بعد از دیگری جانشین ابزار و آلات و مهارت‌های فردی و افراد هنرمند و صنعتگر شد و با پیدایش روش‌های جدید و پیچیده تولید، اشتیاق تولید نیز افزایش یافت و با افزایش تولید کالاها، نیاز به کنترل کیفی انبوه کالاهای تولیدشده، ابعاد تازه‌ای پیدا کرد.
دکتر والترشوارت که در آمریکا سلسله آزمایشگاه‌های بل را راه‌اندازی کرد(۱۹۲۰) در یادداشتی که در ۱۶می ۱۹۲۴ از خود باقی گذاشته است، نخستین تصویر نمودارهای کنترل کیفیت یک کالا را نیز ترسیم کرد و به بررسی بیشتر این روش خود در مطالعات بعدی‌اش پرداخت.
دو همکار آقای شوارت به نام‌های داج و رومینگ نیز کاربرد تئوری‌های آمار را در نمونه‌گیری بررسی کردند و نتیجه کار آنان منجر به انتشار جدول‌های معروف به «بازرسی داج- رومینگ» شد که همین جدول‌ها و آثار آنها، اساس علمی را تشکیل می‌دهند که امروزه در دنیای کنترل کیفیت به آن «علم کنترل کیفیت آماری» گفته می‌شود. این دو یار و همکار در دهه ۱۹۳۰ با همکاری جامعه صنعتی آمریکا، کوشش‌های زیادی برای معرفی و ایجاد روش‌های جدید آماری آغاز کردند.
دکتر کاظم نقندریان، استاد دانشگاه و عضو گروه تجارت الکترونیک دانشکده مهندسی صنایع در کتاب خود به نام «حل‌المسائل کنترل کیفیت آماری» در این‌باره نوشته است:
در سال ۱۹۵۰- از تلفیق روش‌های نمونه‌گیری استاندارد موسوم به Mil-STD-105D تهیه و منتشر شد و در سال ۱۹۵۷- استاندارد
 Mil-STD-414 مربوط به جدول‌های متغیرها انتشار یافت.
به گفته دکتر نقندریان در انگلستان کنترل کیفیت آماری در اوایل پیشرفتی سریع‌تر از آمریکا داشت و به دنبال سفر دکتر شوارت به لندن در ماه می ۱۹۳۲ میلادی، «ایگان اس‌-پی- پرسون» مقاله‌ای درباره کاربرد صنعتی آمار در انجمن سلطنتی آمار انگلستان قرائت کرد و در فاصله کمی بعد از این، انجمن سلطنتی آمار انگلستان، قسمتی را برای تحقیقات صنعتی و کشاورزی در نظر گرفت و ضمیمه‌ای به مجله خود درباره کاربرد این رشته جدید اضافه کرد.
  توسعه کیفیت در انگلستان
انجمن استانداردهای انگلستان نیز علاقه خود را به روش‌های جدید با انتشار کتابی تحت عنوان «کاربرد روش‌های آماری در استاندارد کردن صنایع و کنترل کیفیت» نشان داد. عکس‌العمل صاحبان واحدهای صنعتی انگلستان هم به روش‌های جدید آماری کنترل کیفیت همه‌جانبه بود، به‌طوری که تا سال ۱۹۳۷ میلادی در مورد محصولاتی از قبیل زغال‌سنگ، الیاف پنبه، منسوجات پنبه‌ای و پشمی، شیشه، لامپ، مصالح ساختمانی و محصولات شیمیایی، از روش‌های جدید کنترل کیفیت آماری استفاده شد و به این ترتیب از آمریکا و انگلستان روش‌های کنترل کیفیت آماری به سایر کشورها برده شد و تحت نظارت و راهنمایی‌های دکتر رومینگ، روش‌های کنترل کیفیت آماری در کشور ژاپن تا سطح بهترین سیستم‌های کنترل کیفیت در جهان توسعه یافت و همزمان در کشورهای اروپایی نیز انجمن کنترل کیفیت فعال شد و امروزه می‌توان مدعی شد که تقریبا تمام کشورهای صنعتی جهان از روش‌های کنترل کیفیت آماری استفاده می‌کنند.
  سفرهای شوارت
دکتر محمدتقی بامنی و دکتر اکبر عالم‌تبریز به اتفاق هم در سال ۱۳۸۴ کتابی با عنوان «کنترل کیفیت آماری» را توسط انتشارات صفار به چاپ رساندند که در آن نیز به تشریح روند تاثیرگذاری روش‌های کنترل کیفیت آماری پرداخته‌اند. در این کتاب همچنین آمده است: دکتر والتر شوارت در کتاب معروف خود که در سال ۱۹۳۱ با عنوان «کنترل اقتصادی کیفیت محصولات ساخته شده» منتشر شده است تعریفی از کیفیت را ارائه می‌دهد که سرآغاز مناسب و مطلوبی برای مفهوم کیفیت به‌شمار می‌رود.
او با اذعان به پیچیدگی مفهوم کیفیت، آن‌را در دو وجه متمایز عینی و ذهنی مورد بررسی قرار می‌دهد. آنها همچنین از تجربیات دکتر «فلیپ کرازبی» تئوریسین‌ باتجربه آمریکایی در زمینه کنترل کیفیت در این کتاب صحبت‌هایی را نقل کرده‌اند. دکتر فلیپ همان کسی است که صاحب پرفروش‌ترین کتاب جهان در زمینه کنترل کیفیت است. کتابی به نام «کیفیت بدون عبور» که در سال ۱۹۷۴ در آمریکا منتشر شد. او همچنین سابق بر این کتاب «کیفیت رایگان است» را منتشر کرده بود که با استقبال کم‌نظیری از سوی علاقه‌مندان و صاحبان صنایع غرب مواجه شده بود.
او که ۱۴ سال معاون اجرایی کنترل کیفیت و مدیرعامل شرکت ITT آمریکا بوده است، درباره کیفیت جمله معروفی دارد که می‌گوید: «... ما باید کیفیت را به عنوان تطابق با نیازهایی تعریف کنیم که به طور روشن و بدون هیچ‌گونه ابهامی به صورت مشخصات طراحی (فنی) بیان می‌شود و آنگاه از طریق جمع‌آوری مستمر داده‌ها، میزان تطابق با آن نیازها را مشخص کنیم و نامنطبق‌های کشف‌شده را فاقد کیفیت بخوانیم، بدین طریق مشکلات کیفی به عدم تطابق تبدیل شده و کیفیت به طور عینی قابل تعریف می‌شود.»
  جایزه دمینگ
امروزه از محصولات ژاپنی تویوتا، سونی یا نیکون به عنوان بهترین برندها در جهان یاد می‌شود، در حالی که از تولید این محصولات هنوز نیم قرن هم در این کشور – که روزگاری نه‌چندان دور تولیدکننده فقیر محصولات نامرغوب بود- نگذشته است، اما آنان امروز صاحب عبارت معروف «مید-این-ژاپن» را به عنوان مارک اصلی محصولات خود به جهان معرفی می‌کنند و برای همه مسلم است که وقتی این مارک روی هر کالایی حک شده باشد، یعنی این‌که آن کالا دارای کیفیت است، کالاهایی مثل «نوارهای سونی» که هنوز هم بعد از ۳۰ ، ۴۰ سال در صندوق‌های ما نگهدارنده خاطرات ما و ترانه‌های قدیمی‌مان هستند.